سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

165

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

و پيره‌زن . مؤلف گويد : از كلام شارح ( ره ) چنين استفاده مىشود كه از مستحقّين زكات يعنى هشت طائفه فديه را تنها به فقراء و مساكين و ابناء السّبيل و خلاصه هر موردى كه حاجت و فقر مجوّز صرف زكات باشد مىتوان داد بنابراين به عاملين و مولّفة القلوب و امثال ايشان دادن مشروع نيست . قوله : و ان اتّحد : ضمير در [ اتّحد ] به مستحق زكات راجعست . متن : و في تعدي الحكم إلى غير المرض ، كالسفر المستمر وجهان ، أجودهما وجوب الكفارة مع التأخير لا لعذر ، و وجوب القضاء مع دوامه . شرح فارسى : شارح ( ره ) مىفرماين : گفته شد مريضيكه مرضش از رمضان تا رمضان ديگر ادامه پيدا كرده و قادر بر قضاء نشود براى هر روزيكه افطار نموده يك مدّ طعام بايد بدهد حال مىگوئيم : مسافرى كه به واسطه سفرهاى پىدرپى از رمضان تا رمضان ديگر نتوانست روزه‌هاى افطار شده را قضاء كند آيا مشمول اين حكم هست و مىتوان حكم مزبور را بوى تعدّى داد يا نه ؟ در آن دو احتمال است : 1 - جريان حكم مزبور و ملتزم شويم به اينكه مسافر نيز همچون مريض تنها بايد فديه بدهد . 2 - بگوئيم مورد اين حكم فقط مريض است امّا مسافر و امثال آن از كسانى كه عذرشان از سالى تا سال ديگر امتداد پيدا نموده محكوم به اين