سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

124

الكلام اللطيف في شرح التصريف (فارسى)

الواحدة تفين و الجمع تفلن ، فاذا امرت منه قلت على الاصل ارء كارع و على الحذف ر و يلزمه الهاء فى الموقف نحو ره ، ريا ، روا ، رى ، ريا ، رين . ترجمه : و برخى از عرب‌ها امر ( اتى ، يأتى ) را ت گفته در حالى كه آن را به « خذ » تشبيه كرده‌اند يعنى همانطورى كه همزه را از ابتداء ( خذ ) حذف كرده‌اند از « ت » نيز همزه را برداشته‌اند . و واى ( وعده داد ) يأي ( وعده مىدهد ) همچون وقى ، يقي بوده و اوى ( مكان گرفت ) يأوى ( مكان مىگيرد ) ايّا ( مكان گرفتن ) همچون شوى ، يشوى ، شيّا است و امرش ايو ( مكان بگير ) همچون « اشو » مىباشد . و نأى ( دور شد ) ينأى ( دور مىشود ) همچون رعى ، يرعى است و به همين قياس است رأى ( ديد ) يرأى ( مىبيند ) . لكن عرب اجماع نموده‌اند بر حذف همزه از مضارع آن لذا گفته‌اند : يرى : مىبيند يكمرد غائب در زمان آينده . يريان : مىبينند دو مرد غائب در زمان آينده . يرون : مىبينند مردان غائب در زمان آينده . ترى : مىبيند يكزن غائب در زمان آينده . تريان : مىبينند دو زن غائب در زمان آينده . يرين : مىبينند زنان غائب در زمان آينده . تا آخر صيغه‌هاى چهارده‌گانه . و در صيغه‌هاى حاضر صيغه مفرد مؤنّث با جمع متّفق و متّحد بوده ولى وزن مفرد « تفين » بوده يعنى لام الفعل حذف شده و وزن جمع « تفلن » مىباشد يعنى لام الفعل محفوظ است . و وقتى از آن امر بناء نمودى بر طبق اصل بگو .