سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
121
الكلام اللطيف في شرح التصريف (فارسى)
و در امرش مىگوئى : اومل . « اومل » در اصل « اءمل » بوده همزه دوّم را كه ساكنست به واو قلب نموديم زيرا دو همزه وقتى باهم در يك كلمه اجتماع كردند و دوّمى آنها ساكن بود واجب است آن را به حركت ماقبلش قلب كرد يعنى اگر حركت ماقبل فتحه بود آن را بالف بايد قلب كرد همچون « أءمن » كه به « آمن » قلب شده و در صورتى كه ضمّه بود بواو قلب گردد مانند « اءمن » كه به « اومن » بدل شده و اگر كسره بود آن را به ياء بايد قلب كرد نظير « اءمان » كه به « ايمان » مبدّل شده است . و بايد توجّه داشت اگر همزه اوّلى ، همزه وصل باشد در هنگام وصل كلام همزه دوّمى بازمىگردد مشروط باينكه ماقبل همزه دوّم مفتوح باشد . شرح لكنّها قد تخفّف : ضمير در « لكنّها » و « تخفّف » به همزه راجع است . اذا وقعت غير اوّل : يعنى در ابتداء كلام واقع نشود . مؤلّف گويد : مقصود آنست كه اگر همزه در ابتداء كلمه واقع شده و حرفى ماقبلش نباشد شديد و بدون تخفيف خوانده مىشود ولى اگر در اوّل كلمه بود و قبل از آن نيز حرفى واقع شده باشد همچون و أمر آن را مخفّف مىخوانند . لانّها حرف شديد : ضمير در « لانّها » به همزه برمىگردد ، يعنى چون همزه حرف شديد است از اينرو وقتى در غير اوّل كلمه قرار گرفت آن را مخفّف مىكنند تا شدّتش زائل شود و تخفيفش به اين است كه يا حذفش نموده و يا به حرف ديگر قلبش مىكنند .