سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

64

اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)

لذا براى علامت بودن اين الف براى تأنيث علامتى قرار داده‌اند و آن اينستكه گفته‌اند : الف مقصوره علامت تأنيث هست بشرطيكه تاء و تنوين بر آن ملحق نشود . 3 - الف ممدوده مانند : حمراء و حسناء . تبصره چون صحبت از تاء تأنيث بميان آمد بىمناسبت نيست معانى كه براى تاء علماء در كتب ضبط كرده‌اند در اينجا به آن اشاره‌اى كنيم : براى تاء چهارده معنا ذكر كرده‌اند : 1 - تائيكه براى فرق بين مذكّر و مؤنث است در صفات مانند ناصره و منصوره . 2 - تائيكه دلالت بر جمع بودن اسم مىكند مانند جمالة و ركوبة . 3 - تائيكه براى فرق بين جنس و فرد است مانند : تمرة و نملة . 4 - تائيكهدر صفات براى تأكيد و مبالغه آيد مانند : علّامة و معطارة . 5 - تائيكه در بعضى از صيغه‌هاى جمع الجمع درميآيد براى دلالت كردن بر عجمى بودن مفرد آن مانند جواربه و اكاسره كه مفرد آنها جوراب و كسرى مىباشد و هردو غير عربى هستند . 6 - تائيكه در صيغ جمع منتهى الجموع درميآيد براى دلالت كردن بر منسوب بودن مفرد آن مانند : اشاعثه و ازارقة كه مفرد آنها اشعثى و ازرقى مىباشد . 7 - تائيكه در صيغ جمع درمىآيد براى دلالت كردن بر حذف حرفى