سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

65

اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)

مانند زنادقه و فراعنة كه در اصل زناديق و فراعين بوده . 8 - تائيكه در بعضى از صيغ جمع درميآيد براى تأكيد تأنيث آن مانند اغربة و غلمة . 9 - تائيكه براى تأكيد تأنيث آيد در غير جمع مانند عجوزة ونافجة در تأكيد تأنيث عجوز و نافه . 10 - تائيكه باسماء ملحق مىشود و دلالت مىكند بر مؤنّث لفظى بودن آنها مانند ظلمة و غرقة . 11 - تائيكه در آخر بعضى از اسماء ملحق مىشود به جهت عوض يا از فاء الفعل كه حذف شده است مانند عدة كه در اصل وعده بوده يا لام الفعل مانند كرة كه در اصل كرى بوده . 12 - تائيكه عوض از ياء متكلّم ميآيد در وقتى كه منادى به آن اضافه شده باشد مانند يا ابت كه در اصل يا ابى بوده است . 13 - تائيكه به صفات ملحق مىشود و دلالت مىكند بر نقل دادن صفت را از معناى وصفى به اسمى و به آن تاء ناقله گويند مانند ذبيحة و حقيقة . 14 - تائيكه ملحق مىشود بصفاتيكه مختص بمذكّر است براى دلالت بر مبالغه مانند بهمة ( دليرى كه كسى حريف او نشود ) . تمرين در روايات ذيل كه از ائمّه معصومين سلام اللّه عليهم اجمين نقل شده است اسماء مذكّر و مؤنّث را تعيين نمائيد . 1 - از حضر امير المؤمنين عليه السّلام : انّ الامور إذا اشتبهت اعتبر آخرها باوّلها .