سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
269
اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)
در صورت اوّل لازمست به واو منقلب شود همچون قلب در بوطر و كولل . و در فرض دوّم اگر جمع صيغه افعل باشد همچون بيض كه جمع ابيض است واجب است ضمّه بكسره قلب گردد . 3 - واو و ياء در صورتى كه عين الفعل باشند بالف قلب ميگردند مشروط باينكه متحرّك بوده و ماقبلشان مفتوح يا در حكم آن باشد چه در اسم ثلاثى و چه در فعل آن مانند باب و باع . 4 - اعلال در افعال و اسماء متصرّفه جاريست بنابراين كلمات غيرمتصرف مورد اعلال واقع نميشوند چه اسم بوده و چه فعل باشند فلذا در باب تعجّب اين قاعده جارى نيست . 5 - واو ما قبل مكسور در مصادر به ياء قلب مىشود مانند قيام و عياذ . 6 - در صورتى كه واو با ياء ماقبل ساكن جمع شود چه لام الفعل باشد و چه عين الفعل لازمست بياء قلب گردد مانند طىّ كه در اصل طوى بوده است . 7 - در خصوص باب قيل و بيع سه لغت جايز است : الف - قرائت آنها با ياء چنانچه گذشت . ب - اشمام . ج - با واو يعنى قول و بوع . 8 - واو و ياء در صورتى كه لام الفعل بوده و متحرك و ما قبلشان فتحه باشد به الف قلب ميشوند همچون غزى كه در اصل غزو بوده يا رمى كه رمى بوده است . 9 - در صورتى كه واو ما قبل مكسور باشد يا در مرتبه چهارم يا بيشتر قرار گرفته و ما قبلش مضموم نباشد به ياء قلب ميگردد مانند دعى و غازى و اغزيت .