سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

270

اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)

10 - واو و ياء در صورتى كه بعد از الف زائده واقع شده و در آخر كلمه باشند به همزه قلب ميشوند همچون كساء و رداء . اسكان و برخى از موارد آن واو و ياء را در باب يغزو و يرمى در حال رفعى و در غازى و رامى در حالت رفع و جرّ ساكن مىكنند . حذف و برخى از موارد آن واو و ياء را در مثل يغزون و يرمون و اغزنّ و اغزنّ و ارمنّ و ارمنّ حذف مىكنند . و در كلمات يد و دم و اسم و ابن و اخ لام الفعل سماعا حذف شده . ابدال و حروف آن آنست كه حرفى را بجاى حرف ديگر قرار دهند و حروف آن چهارده مىباشد كه در اين عبارت تمام جمع مى باشند : انصت يوم جدّ طاه زلّ و چون مآل اين قاعه بقلب مىباشد صلاح در اين ديده شد كه سخن در اطراف آن به درازا كشيده نشود . ادغام آنست كه دو حرف را كه از يك جنس هستند بدون فاصله بعد از يكديگر قرار داه بطوريكه اوّلى ساكن و دوّمى متحرّك باشد و آن بر سه قسم است :