سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

197

اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)

ماضى معلوم / ارز / گرفته و در هم بود يك مرد غائب در زمان گذشته ماضى مجهول / ارز / گرفته و در هم شد يك مرد غائب در زمان گذشته مضارع معلوم / يارز / گرفته هست يك مرد غائب در زمان حال يا آينده مضارع مجهول / يورز / گرفته مىشود يك مرد غائب در زمان حال يا آينده امر غائب معلوم / ليارز / بايد گرفته باشد يك مرد غائب در زمان حال امر غائب مجهول / ليورز / بايد گرفته شود يك مرد غائب در زمان حال امر حاضر معلوم / ائرز / گرفته باش تو يك مرد حاضر در زمان حال امر حاضر مجهول / لتورز / گرفته شو تو يك مرد حاضر در زمان حال نهى / لايارز / نبايد گرفته باشد يك مرد غائب در زمان حال جحد / لم يارز / گرفته نبوده است يك مرد غائب در زمان گذشته نفى / لا يارز / گرفته نيست يك مرد غائب در زمان حال يا آينده استفهام / هل يارز / آيا گرفته است يك مرد غائب در زمان حال يا آينده اسم فاعل / آرز / يك مرد گرفته و درهم اسم مفعول / ماروز / يك مرد گرفته شده مصدر / الارز / گرفتگى و در هم بودن مشتقات باب امر يا مر ماضى معلوم / امر / فرمان داد يك مرد غائب در زمان گذشته ماضى مجهول / امر / فرمان داده شد يك مرد غائب در زمان گذشته مضارع معلوم / يا مر / فرمان ميدهد يك مرد غائب در زمان حال يا آينده مضارع مجهول / يومر / فرمان داده مىشود يك مرد غائب در زمان حال يا آينده امر غائب معلوم / ليامر / بايد فرمان بدهد يك مرد غائب در زمان حال