سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
198
اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)
امر غائب مجهول / ليومر / بايد فرمان داده شود يك مرد غائب در زمان حال امر حاضر معلوم / اومر / فرمان بده تو يك مرد حاضر در زمان حال امر حاضر مجهول / لتومر / فرمان داده شو تو يك مرد حاضر در زمان حال نهى / لا يا مر / نبايد امر كند يك مرد غائب در زمان حال جحد / لم يا مر / امر نكرده است يك مرد غائب در زمان گذشته نفى / لا يا مر / فرمان نميدهد يك مرد غائب در زمان حال يا آينده استفهام / هل يا مر / آيا فرمان ميدهد يك مرد غائب در زمان حال يا آينده اسم فاعل / آمر / يك مرد فرمانده اسم مفعول / مامور / يك مرد فرمان داده شده مصدر / الامر / فرمان دادن مشتقات باب ارج - يارج ماضى معلوم / ارج / خوشبو بود يك مرد غائب در زمان گذشته ماضى مجهول / ارج / خوشبو شد يك مرد غائب در زمان گذشته مضارع معلوم / يارج / خوشبو هست يك مرد غائب در زمان حال يا آينده مضارع مجهول / يورج / خشبو مىشود يك مرد غائب در زمان حال يا آينده امر غائب معلوم / ليارج / بايد خوشبو باشد يك مرد غائب در زمان حال امر غائب مجهول / ليورج / بايد خوشبو بشود يك مرد غائب در زمان حال امر حاضر معلوم / ائرج / خوشبو باش تو يك مرد حاضر در زمان حال امر به صيغه / لتورج / خوشبو بشو تو يك مرد حاضر در زمان حال نهى / لا يارج / نبايد خوشبو باشد يك مرد غائب در زمان حال جحد / لم يارج / خوشبو نبوده است يك مرد غائب در زمان گذشته نفى / لا يارج / خوشبو نيست يك مرد غائب در زمان حال يا آينده