سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
191
اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)
ماضى مجهول / وجه اليه / مورد توجه شد يك مرد غائب در زمان گذشته مضارع معلوم / يوجه / با قدر و منزلت مىباشد يك مرد غائب در زمان حال يا آينده مضارع مجهول / يوجه اليه / مورد توجه مىباشد يك مرد غائب در زمان حال يا آينده امر غائب معلوم / ليوجه / بايد با قدر و منزلت باشد يك مرد غائب در زمان حال امر غائب مجهول / ليوجه اليه / بايد مورد توجه باشد يك مرد غائب در زمان حال امر حاضر معلوم / اوجه / با قدر و منزلت باش تو يك مرد حاضر در زمان حال امر به صيغه / لتوجه اليه / مورد توجه باش تو يك مرد حاضر در زمان حال نهى / لا يوجه / نبايد با قدر و منزلت باشد يك مرد غائب در زمان حال جحد / لم يوجه / با قدر و منزلت نبوده است يك مرد غائب در زمان گذشته نفى / لا يوجه / با قدر و منزلت نميباشد يك مرد غائب در زمان حال يا آينده استفهام / هل يوجه / آيا با قدر و منزلت است يك مرد غائب در زمان حال يا آينده اسم فاعل / وجيه / يك مرد با قدر و منزلت اسم مفعول / موجوه اليه / يك مرد مورد توجه مصدر / الوجاهه / با ارزش بودن مشتقات باب ورم يرم ماضى معلوم / ورم / آماس كرد يك مرد غائب در زمان گذشته ماضى مجهول / ورم / آماس شد يك مرد غائب در زمان گذشته مضارع معلوم / يرم / آماس مىكند يك مرد غائب در زمان حال يا آينده مضارع مجهول / يورم / آماس مىشود يك مرد غائب در زمان حال يا آينده امر غائب معلوم / ليرم / بايد آماس كند يك مرد غائب در زمان حال امر غائب مجهول / ليورم / بايد آماس بشود يك مرد غائب در زمان حال امر حاضر معلوم / رم / آماس كن تو يك مرد حاضر در زمان حال