سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
174
اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)
/ ذهب بهنّ / برده شدند زنان غائب در زمان گذشته / ذهب بك / برده شدى تو يك مرد حاضر در زمان گذشته مذكر حاضر / ذهب بكما / برده شديد شما دو مرد حاضر در زمان گذشته / ذهب بكم / برده شديد شما مردان حاضر در زمان گذشته / ذهب بك / برده شدى تو يك زن حاضر در زمان گذشته مؤنث حاضر / ذهب بكما / برده شديد شما دو زن حاضر در زمان گذشته / ذهب بكنّ / برده شديد شما زنان حاضر در زمان گذشته متكلم وحده / ذهب بى / برده شدم من در زمان گذشته متكلم مع الغير / ذهب بنا / برده شديم ما در زمان گذشته قاعده نافعه در باب تفعّل و تفاعل هرگاه فاء الفعل يكى از اين حروف يازدهگانه باشد : تاء - ثاء - دال - ذال - زا - سين - شين - صاد - ضاد - طا - ظاء بهتر است كه تاء منقوط كه علامت اين دو باب است از جنس فاء الفعل كه يكى از اين حروف است كرده و سپس ساكن نموده و در فاء الفعل ادغام نمايند و چون ابتداء بساكن ممكن نيست محتاج ميشويم باضافه كردن يك همزه وصل مكسوره مانند تطهّر كه ماضى از باب تفعل است و بهتر اينست كه تاء منقوط را از جنس طاء كرده و سپس آن را ساكن نموده و در طاء ادغام كنيم آنگاه در اوّلش همزه وصل مكسوره اضافه كنيم و بگوئيم اطّهر يطّهر اطّهر . يا مثلا در مثال تدارك كه ماضى از باب تفاعل است چون فاء الفعلش دال مىباشد بهتر است كه تاء منقوط را مبدّل بدال كنيم و سپس ساكن كرده و در دال ادغام نمائيم و چون ابتداء بساكن لازم مىآيد در اينجا نيز مانند مثال قبلى محتاج هستيم باضافه كردن يك همزه وصل مكسوره يعنى