سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
175
اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)
مىشود ادّارك يدّارك ادّارك . و نيز قاعده اينستكه اگر در باب افتعال عين الفعل يكى از اين حروف مذكوره بود بهتر است كه تاء منقوط كه علامت اين باب است از جنس عين الفعل نموده و در آن ادغام كنند و چون در اينجا لازم مىآيد كه دو ساكن باهم اجتماع كنند يكى فاء الفعل و ديگرى تاء چنانچه در مثال اختصم وقتى تاء منقوط را از جنس صاد نموده و سپس ساكن كرده و در صاد ادغام كنيم لازم مىآيد كه خاء ساكنه و تاء ساكنه اجتماع نمايند و اين ممكن نيست لذا در اينجا بين اهل لسان اختلاف است بعضىها براى رفع اين محذور حركت اصلى تاء را كه فتحه بود به خاء ميدهند و سپس با فتحه دادن خاء از وجود خاء مستغنى شده آن را حذف مىكنند و ميگويند خصّم يخصّم خصّاما و بعضى ديگر گفتهاند قاعده اينستكه اذا اجتمع السّاكنان حرّك اوّلهما بالكسر ( يعنى وقتى دو ساكن اجتماع كردند اوّلى آنها را مكسور ميكنيم تا اشكال مرتفع شود ) فلذا در اين مثال گفتهاند خصّم يخصّم خصّاما . تمرين در احاديث ذيل كه از كتاب نفيس معانى الاخبار نقل شده است نوع افعال را معيّن كرده و بيان كنيد كدام لازم است و كدام متعدى و همچنين ذكر كنيد كدام معلوم است و كدام مجهول . 1 - عن ابى عبد اللّه عليه السلام قال : قال ابو جعفر عليه السلام يا بنىّ اعرف منازل الشيعه على قدر روايتهم و معرفتهم فانّ المعرفه هى الدّرايه للّروايه و بالدّاريات للّروايات يعلو المؤمن الى اقصى درجات الايمان . ترجمه : از امام صادق عليه السلام فرمودند : حضرت باقر عليه السلام به من فرمودند : اى پسرم بشناس درجات شيعيان ما را بمقداريكه از ما روايت