سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
102
اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)
بناء باب افعال اكرم - يكرم - اكرام . اكرم - فعل ماضى است در اصل كرم بود يعنى ثلاثى مجرد بود خواستيم از آن ماضى باب افعال بناء كنيم همزهاى در اوّل آن آورده و سپس فاء الفعل آن را ساكن كرده و عين الفعلش را مفتوح نموده اكرم شد يكرم فعل مضارع است در اصل اكرم بود ماضى بود خواستيم از آن مضارع بناء كنيم ياء كه از حروف مضارع بود در اوّل آن درآورديم و آخر آن را مضموم و ما قبل آخر را مكسور نموديم ياكرم شد آن را صرف كرديم تا به متكلم وحده رسيديم ااكرم شد اجتماع همزتين گرديد ثقيل بود يكى را كه دوّمى بود حذف كرديم و ما بقى صيغهها را هم به جهت اتحاد با اين صيغه حذف نموديم شد يكرم . اكرم - فعل امر حاضر است در اصل تاكرم بود مضارع مخاطب بود خواستيم از آن امر بناء كنيم تاء كه از حروف مضارع بود از اوّل آن برداشتيم چون بعد از آن متحرك بود به همان حركت اكتفاء كرده فقط آخر آن را مجزوم نموديم اكرم شد .