صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
74
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
معاشرت و آميزش مردم با گوشهنشينى و قطع رابطه . » وى در تعريفش به جمع بين دورى از مردم از حيث معاشرت ، همنشينى و نزديكى و دورى از آنها با روح ، قلب و فكر در حالى كه بين آنها زندگى مىكند ، دست زده است . در قرآن كريم داستانى از ابراهيم ( ع ) آمده است : وَ أَعْتَزِلُكُمْ وَ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ أَدْعُوا رَبِّي « 1 » ، كه اشارهء روشن و قاطعى دارد بر اختلاف ابراهيم ( ع ) با قومش در عقيده و دورى وى از گفتار و كردارشان ، در حالى كه ابراهيم در ميان آنها بود و با آنها معاشرت مىكرد و با آنها به بحث مىپرداخت و آنها هم با او بحث مىكردند و آنها را به پرستش خداى واحد و ترك بتهايى كه سود و زيانى براى آنها نداشت فرا مىخواند ؛ و آنها وى را به پيروى از عقيدهشان و ترك اين انديشههايى كه تبليغ مىكند و به آن فرامىخواند ، دعوت مىكردند . در آيهء : فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ « 2 » ، همچنين اشارهء روشنى دارد به اين كه وى در ميانشان بوده است ولى در حالتى از جدايى از عقيدهشان و دورى از آراى آنها و از نزدشان دست به آن هجرت معروف زده و ترك خاندان و ديار نموده است . اين امر به فرمان خداوند بوده است ، وقتى كه دعوت زمانى با استدلال و زمانى با حكمت و زمانى با موعظهء نيك سودمند نيفتاد . تا جايى كه بين آنها حوادثى رخ داد و در دل و جانشان حيلههايى نقش بست و عليه او توطئه كردند و به آزار او پرداختند و در نهايت وى را در آتش افكندند تا او را بسوزاند و از او و دعوتش راحت شوند . اما خداوند وى را نجات داد و آتش را بر وى گلستان نمود . بدين ترتيب در اين دو آيه شاهدى راستين مىيابيم كه دلالت دارد بر اين كه اعتزال به حاضر نبودن قلب و موجوديت جسمانى است و گاهى به عدم حضور و جدايى هر دوست . اين ؛ يعنى دورى گزيدن از مردم و قطع رابطه با هر چيزى ، جز همان چيزى كه در جان انسان گوشهگير وجود دارد . در قرآن ، در داستان اصحاب كهف چنين آمده است : وَ إِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ
--> ( 1 ) - مريم ( 19 ) آيهء 48 : و از شما و از آنچه غير از خدا مىخوانيد كناره مىگيرم و پروردگارم را مىخوانم . ( 2 ) - همان ، آيهء 49 : و چون از آنها و از آنچه به جاى خدا مىپرستيدند كناره گرفت ، اسحاق و يعقوب را به او عطا كرديم .