صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
75
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
وَ ما يَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ « 1 » ، كه اعتزال در اين آيه ترجيحا به معناى دورى گزيدن از عقيدهء مردم ؛ و رفتن از نزد آنان به جايى ديگر است . امّا در ميانشان و نزديك آنها ، به اين دليل كه به آنها دستور مىدهد تا به غار پناه برند و با ماندن و بودن از مردم دورى گزيند چنان كه در رأى و عقيده هم مىباشد . اگر بگوييم كه خلوتگزينى پيامبران چيزى بود جز كنارهگيرى از باور اقوامشان و ماندن - كه همان خلوتگزينى آنها در مكانى دور از انسانها ، قبيله ، دوست و همنشين ، جز خداوند و جز ريزش قدس و ملكوت وى كسى نبود - از روح قرآن دور نخواهيم شد . در آن خلوت به پرستش خداوند و تفكّر در خلقت آسمانها و زمين مىپرداختند . اين شيوهء پيامبر اسلام ( ص ) قبل و بعد از نزول وحى بوده است . چه بسا حضرت به غار حراء مىرفتند و دور از قومش و دور از گفتار و كردارشان به تفكّر و پرستش مىپرداخت و عبادت و ذكر را طولانى مىساخت . سپس به او الهام مىشد و از جانب خداوند حكيم آگاه آنچه كه مىخواست به وى گفته مىشد . احاديث و روايات در اين باب فراوان است . عابدان و زاهدان و اهل معرفت تمام انواع عزلت را ستودند و در آن راههاى عروج روحى و ترقّى معنوى را يافتند . در حالت گوشهگيرى ، آدمى از مشغلههاى زندگى ، سخنان مردم و كارهايشان فارغ مىشود و به خود بازمىگردد و به ذكر و فكر و مناجات با پروردگار سبحان و عبادت وى مىپردازد . در عزلت افقها در برابر نفسى كه به نداهاى حس و بندهاى ماده و امور زندگى وابسته است ، گشايش مىيابند . نمازگزار وقتى كه در شلوغى و هياهو به سر مىبرد ، نمىتواند در نمازش نيّت خالص داشته باشد و عابد نمىتواند در عبادتش به صفا و خلوص دست يابد وقتى كه حواسش به هر جا باشد و دستاوردهاى زندگى را پذيرا باشد . براى كسى كه قصد ورود به ژرفاى نفس دارد و قصد گام نهادن به مطلق نامحدود و همراهى با قدس و أنس ؛ قدس جاودانگى و أنس بقا را دارد ، گوشهگيرى گريزناپذير است . قشيرى در رسالهء قشيريّه مىگويد : « حقّ بنده است هر گاه كه گوشهگيرى را برگزيد ، قصدش از دورى از مردم ، راحتى آنها از بدى او باشد نه سلامت خود از بدى مردم . گونهء
--> ( 1 ) - كهف ( 18 ) آيهء 16 : و چون از آنها و از آنچه كه جز خدا مىپرستند كناره گرفتيد ، پس به غار پناه جوييد .