صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

52

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

به سخن باباطاهر بازمىگرديم با آن افق وسيع و انديشهء سرشار ؛ مىگويد : « امتحان از جانب حق دو گونه است : باواسطه و بى واسطه . آن كه باواسطه مورد امتحان قرار گرفت ، هلاك مىشود و هركس بىواسطه ، نجات مىيابد . مگر آدم ( ع ) بىواسطه مورد آزمون قرار نگرفت ؛ آن‌گاه كه خلاف فرمان او بدون واسطه عمل كرد و خداوند هم توبه‌اش را پذيرفت و بىواسطه مورد امتحان قرار گرفت ؛ امّا ابليس باواسطه مورد آزمون واقع شد و براى هميشه نابود گشت . » امتحان بىواسطه به نظر او ، بنا به بيان فرزانهء عارف سلطان محمّد در الايضاح چنين است : « امتحان گاهى براى به كمال رساندن ديگرى است و گاهى براى به كمال رساندن شخص مورد امتحان . مانند : امتحان آدم كه مقصود به كمال رساندن او بود با خارج نمودن وى از بهشت براى ازدياد نسل وى ؛ امّا ابليس ، امتحانش براى به كمال رساندن آدم و فرزندان وى بوده است ؛ چون او كاملترين دليل براى به كمال رساندن فرزندان آدم است . » همين معنا در شرح عين القضاة آمده است : « يعنى شخص مورد امتحان گاهى خودش مقصود است نه ديگرى ، مانند : امتحان آدم در مخالفت با فرمان و اخراج وى از بهشت تا به مقام برگزيدگى برسد و تمام اسماء را فراگيرد و پس از توبه و هدايت جانشين ( خدا ) در زمين گردد ؛ اما امتحان ابليس به مخالفت فرمان و اخراج وى از حوزهء فرشتگان و كندن لباس تقرّب بوده است تا دچار لعنت ابدى گردد . اين امتحان باواسطه است ؛ يعنى امتحان او وسيله‌اى بوده است براى امتحان آدم نه خود او . » باباطاهر در جايى ديگر امتحان را پنج گونه مىداند و براى هر يك علّت و هدفى برمىشمارد . در سخن او علّت همان هدف است و هدف همان علّت . اين پنج گونه عبارتند از : امتحان براى آگاهى ، امتحان شايستگى ، امتحان والايى و پيشرفت ، امتحان شكنجه و رنج عقوبت و امتحان پژوهش و بررسى تحقيق . امتحان براى آگاهى ، ظهور صداقت ، بيرون كشيدن شكر و اظهار دانش از دانسته است ؛ امّا امتحان استحقاق شايستگى و سزاوارى ، براى پاك شدن از ناپاكىها و تصفيه از نجاستها و دورى از پليدىهاست ؛ امتحان عقوبت براى خوار نمودن و محروم ساختن و نقصان ايمان ؛ امتحان رفعت ، براى مقامها و ترقّى به منازل اهل اشارت ؛ و امتحان تحقيق ، طلب