صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

464

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

مقارن با اوقاتى معيّن ، مقدّر به مقادير و اوضاع مشخص از ملحقات مادّه ، نقش مىبندد . » آن‌گاه به شكلى روشنتر مىگويد : « حصول آن صورت مشخّص ، در وقت معيّن خود ، همان قدر شىء مشخص خارجى است . چنان كه خداوند هم فرمود : وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ « 1 » ؛ بدون شك وقوع آن در خارج هنگام حضور آن زمانى ضرورى است ، و اين عالم همان عالم ملكوت است . . . چنان كه جايگاه قضاء همان عالم جبروت مىباشد . » اين همخوانى و هماهنگى در انديشه و گاهى در عبارات نزد دو حكيم بزرگ ، عبد الرزاق كاشانى و ملاصدرا ، ما را به اين باور سوق مىدهد كه دومى نظر به اوّلى داشته است وقتى كه ملاصدرا در كتاب اسفار اربعة به تعريف قدر و يقين جايگاه وجودى آن مىپردازد : « امّا قدر عبارت است از : وجود صور موجودات در عالم نفسانى آسمانى به شكل جزئى ، مطابق با مواد خارجى شخصى آن كه به اسباب و علل آن مستند است و آن را ايجاب مىكند و لازمهء اوقات و مكانهاى خاص خود است ، و قضا آن را از باب فراگيرى عنايت به قضا ، فرامىگيرد . » علّامه طباطبايى شرحى لطيف بر اين سخن دارد كه ما به مقدارى كه بر روشنگرى مفهوم آن كمك مىكند ، نقل مىكنيم . مىگويد : « قدر كميّت شىء و هندسه و حدّ آن است ؛ و تقدير آن ، تعيين حدود و خصوصيّات وجودى آن است . به عبارت ديگر ، آن است كه علّتها به معلولها ، خصوصيّات وجودى و خواص و آثار آن را به آن مىبخشند . چون هر علّت و شرايط و موقعيتها و ديگر اسباب فراهم شده در معلول تأثير مىگذارند . و براى آن و ديگر عوامل پيرامون معلول ، آثارى در خواص و آثار آن مىگذارند . جملگى آن مثل قالبى است كه خصوصيات و آثار مقلوب را مشخّص مىكند . اين معنا را در بيش از يك مناسبت در الميزان آورده است و در تفسير إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ « 2 » ، و تفسير آيهء وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ ، به طريقه‌اى ديگر تكرار مىكند و چيزهايى بر آن مىافزايد كه ناچاريم در اين‌جا بياوريم . او مىگويد : « نزول يعنى همان خلقت كه با قدر چنان مقارن و پيوسته‌اند كه از هم جدا

--> ( 1 ) - حجر ( 15 ) آيهء 21 : ما آن را جز به اندازه‌اى معيّن فرو نمىفرستيم . ( 2 ) - قمر ( 54 ) آيهء 49 : ما هرچيز را به اندازه آفريديم .