صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
456
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
فقر اصل فقر در لغت ، يعنى كسى كه مهرهء پشت او شكسته باشد ؛ يعنى دچار حادثهاى شده و مهرهاش شكسته است . و « أفقرك الصيد فارمه » ؛ يعنى شكار پشت كرد و مىتوانى او را بزنى . گفته شده است از « فقرة » به ضم فاء يعنى حفره مىباشد . گفته شد : هر گودالى كه در آن آب جمع شود ، فقير ناميده مىشود ؛ و « فقرت للغسيل » يعنى براى آن گياه حفرهاى كندم و آن را در آنجا كاشتم . راغب مىگويد ، فقر به چهار وجه به كار مىرود : 1 - وجود نياز ضرورى ؛ و براى انسان تا زمانى كه در دنيا هست عام و فراگير است و حتّى براى همهء موجودات . لذا در قرآن آمده است : يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ « 1 » . به اين ، در وصف انسان هم اشاره كرده است : وَ ما جَعَلْناهُمْ جَسَداً لا يَأْكُلُونَ الطَّعامَ « 2 » . 2 - عدم كسب و دستاورد كه در آيات لِلْفُقَراءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا « 3 » ؛ إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ « 4 » ؛ و إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِينِ « 5 » آمده است .
--> ( 1 ) - فاطر ( 35 ) آيهء 15 : اى مردم ! شما به خدا نيازمنديد ، و خداست كه بىنياز ستوده است . ( 2 ) - انبياء ( 21 ) آيهء 8 : و ايشان را جسدى كه غذا نخورند قرار نداديم . ( 3 ) - بقره ( 2 ) آيهء 273 : [ اين صدقات ] براى آن [ دسته از ] نيازمندانى است كه فروماندهاند . ( 4 ) - نور ( 24 ) آيهء 32 : اگر تنگدستند ، خداوند آنان را از فضل خويش بىنياز خواهد كرد . ( 5 ) - توبه ( 9 ) آيهء 60 : صدقات ، تنها به تهيدستان و بينوايان و . . . اختصاص دارد .