صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

438

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

غيبت غيبت از امور زشتى است كه شايستهء شخص عاقل و رشيد و خردمند نيست كه به آن دست يازد و يا سبب آن گردد ، و اجازه نمىدهد كه در حضور او رخ دهد و بر گوشش طنين‌انداز شود . غيبت شرّى است كه از زبانها جرقه مىزند و قلبها را مىسوزاند و روابط بين انسانها را تباه ساخته ، كينه و دشمنى بين آنان مىافكند . غيبت به نظر راغب عبارت است از اين كه : « آدمى عيب شخص ديگر را ذكر كند ، بدون اين كه نيازى به ذكر آن باشد . خداوند فرموده است : وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً « 1 » . عيبى كه اشاره كرد گاهى در جسم است ، مثل لوچى چشم و لنگى ؛ و گاهى در اخلاق و رفتار و گاهى در هر دو . راغب مشخص نكرده است كه ذكر عيب در حضور شخص باشد يا در غياب او ؟ چون روشن‌تر از آن است كه نياز به تعيين باشد ؛ چون زمانى غيبت ناميده مىشود كه در غياب شخص خاصّ اتفاق افتد . شريف جرجانى در تعريفات دو تعريف براى غيبت آورده است : « 1 - برادرت را به آنچه كه بدش مىآيد ، ياد كنى ، كه اگر در او باشد غيبت او را كرده‌اى ، و اگر در او نباشد به او بهتان زده‌اى ؛ يعنى چيزى عليه او گفتى كه وى آن را انجام نداده است . 2 - ذكر عيبهاى انسان در غيابش ، كه در او باشد ؛ و اگر در او نباشد ، بهتان است . و اگر در حضور او باشد به آن شتم مىگويند . » و پيداست كه معناى غيبت در اين دو تعريف برگرفته از حديث پيامبر ( ص ) است

--> ( 1 ) - حجرات ( 49 ) آيهء 12 : و بعضى از شما غيبت بعضى نكند .