صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
43
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
شد و نمىتوانست چيزى از آن را خلاصه كند و ناگهان بعد از دو ماه پديدهء زير را مشاهده كرد : حدود ساعت پنج صبح در رختخوابم بودم و كاملا بيدار و هشيار و سرزنده - اگر اين دو لفظ با هم متناقض نباشند و همه به اين امر آگاه هستند - ساعتى كه احساس در تو خلجان مىيابد كه با قدرتت مىتوانى جهان را در فكرت جاى دهى . ناگهان تراژدى سنموريس با تمام شخصيتها و حوادث و تمام فصلها و صحنهها در ذهنم آماده گشت . آرى من آن را نوشتم و گويى ديگرى آن را بر من مىنويساند . » وقتى به گوته ) Goethe ( مىرسد تا اعتراف او را بيان كند ، كاروج چنين مىگويد : « گوته خود از همان منابع حالت الهى را شناخت » ببينيد كه چگونه از پيدايش چند شعرش سخن مىگويد : « هيچ احساسى نسبت به آنها در من نبود و انديشهء قبلى هم نداشتم ، بلكه ناگهان بر من فرود مىآمدند . خواست آن شعرها اين بود كه به همان اندازهاى كه با آنها هم احساسم ، نوشته شوند . من در مكانى كه خود را در آن يافتم و گويى در خواب بودم ، تحت تأثير غريزه بودم . و چه بسيار در حالت راه رفتن و حرف زدن در خواب براى من اين حالت پيش آمد ، كه در برابرم به كاغذى دست مىيازيدم و نمىتوانستم آن را بيان كنم ، جز اين كه از نوشتن فارغ شوم و يا وقتى كه آن مكان مرا واگذارد . » كاروج از ريلكه ، خوابگزارى كه موريسبتس در كتاب « ريلكه زنده » نقل مىكند ، چنين آورده است : « ريلكه به من گفت : طى يك روز با شتاب فراوان نوشته شد ، در حالى كه من تا حدودى تحت تأثير آهنگ گامهاى خودبهخودى بودم كه از خلال شخص من ساختار زندهاش را جستجو مىكرد . وقتى كه اين حركت به درون ما راه يافت ، اين تعبير تنها به موضوع فرمانبردارى تغيير يافت . بدين ترتيب ، « حامل علم » ( دانشمند ) را در يك شب نوشتم و من با حركتى كه در برابر تصاوير انعكاسهاى خورشيد غروبگر در ابرهايى كه در برابر پنجره گشودهام ، مىديدم كه تاب مقاومت نداشتند ، بيان مىكردم . بسيارى از شعرهاى تازهام تا حدودى از القاى آن ذات در يك روز و با ساخت نهايى آن نوشته شده است . روزى كه « كتاب ساعتها » را مىنوشتم اين احساس به من راه يافت ، و من هرگز نمىتوانم از شدّت آغاز آن كه آسان بود ، از نوشتن بازايستم . » همچنين از خانم دوتورايهتاكسيس نويسندهء كتاب « خاطرههايى از ريلكه » نقل مىكند كه