صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

407

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

جرجانى بعد از اين ، به انواع علم اشاره مىكند و براى هر نوع تعريف خاصّى وضع مىكند ؛ ما بخشى از آن را در اين‌جا مىآوريم ، چون معتقديم كه به موضوع ما بسيار ارتباط دارد . مىگويد : « علم عقلى ، كه از ديگرى گرفته نمىشود . علم انفعالى ، كه از ديگرى گرفته مىشود . علم الهى ، علمى كه از احوال موجوداتى بحث مىكند كه در وجودشان به مادّه نيازمندند و آن است كه در وجودش به هيولا نيازى ندارد . علم انطباعى ، همان حصول علم به شىء بعد از حصول صورت آن شىء در ذهن است ؛ مثل علم شخص به خودش . » بنابراين ، مىبينيم كه علم عقلى و علم حضورى همان علم كشفىاند ؛ يعنى مستقيم و بدون واسطهء اسباب و آموزش حاصل مىشوند ؛ و علم حصولى همان است كه از راه گوش دادن ، بحث و بررسى ، كسب مىشود . در مفردات راغب آمده است ، علم يعنى « درك حقيقت شىء ، و آن دو نوع است : 1 - درك ذات شىء . 2 - حكم بر شىء به وجود شيئى كه براى آن موجود است و يا نفى شيئى كه از آن دور است . » راغب همچون غزّالى علم را به نظرى و عملى تقسيم مىكند : « نظرى آن است كه وقتى دانست ، كامل مىگردد ؛ مثل علم به موجودات عالم . عملى آن است كه كامل نمىگردد ، مگر اين كه عمل شود ؛ مثل علم به عبادتها . » چنان كه آن را به عقلى و سمعى هم تقسيم مىكند ، ولى براى هيچ يك تعريفى ارائه نمىدهد . ما هم به تعريف آن دو كه اندكى قبل از جرجانى آورده‌ايم ، چيزى نمىافزاييم . آن‌گاه به تفاوت بين تعليم و تعلّم مىپردازد و مىگويد : « تعليم به تكرار و تمرين اختصاص دارد ، كه از آن اثرى در نفس فراگير حاصل مىشود . برخى گفته‌اند : « تعليم ، آگاه كردن نفس از تصوّر معانى است ؛ و تعلّم ، آگاهى نفس براى تصوّر آنهاست . » تعليم در قرآن چنين آمده است : الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ « 1 » ؛ عَلَّمَ بِالْقَلَمِ « 2 » ؛ عُلِّمْتُمْ ما لَمْ تَعْلَمُوا « 3 » ؛ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ « 4 » ؛

--> ( 1 ) - رحمن ( 55 ) آيات 1 و 2 : خداى رحمان قرآن را ياد داد . ( 2 ) - علق ( 96 ) آيهء 4 : به‌وسيلهء قلم آموخت . ( 3 ) - انعام ( 6 ) آيهء 91 : در صورتى كه چيزى كه نه شما مىدانستيد و نه به شما آموخته شد . ( 4 ) - نمل ( 27 ) آيهء 16 : ما زبان پرندگان را تعليم يافته‌ايم .