صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
39
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
بدانيم ، بلكه آنها هم ثمردهى داشتهاند و همچنان نقش خود را ايفا كرده و مىكنند . امّا معتقديم كه زندگى نمىتواند در تحوّل و تكامل نباشد ، اين طبيعت آن است و انديشه هم مثل طبيعت دچار تحوّل و تكامل مىگردد و جزء طبيعت آن مىگردد . آيا غير از ما - افراد بشر - كسى هست كه در ايجاد اين طبيعت - آنگاه كه به كوشش پيگير و تهى از نااميدى و خستگى دست مىيازيم - پيشگامى كند ؟ قصد ما اين بود كه به شيوهاى با اين موضوع روبهرو شويم ؛ از اين رو ، به طرح اين پرسش و پاسخگويى آن پرداختيم و آن اين كه : اعتقاد به وحى چگونه براى ما ممكن است ؟ اين امر تنها با بررسى متون وحيانى و كشف اعجاز در آنها و مقايسهء آن با ديگر متون غير وحيانى ميسّر نمىشود . پس ، بررسى و مقايسه با ديگر پژوهشها كه در راستاى آن هستند ، ضرورى است . همهء اينها ، اگر نقش و اهميّتى در آسان كردن داشته باشند ، از روشهاى پيشينيان به حساب مىآيد و اقناع تازهاى ايجاد نمىكند و به ايمان تازه مژده نمىدهد . آنچه كه اعتقاد به وحى را آسان مىسازد و به اعتقاد به آن مىكشاند ، تأمّل در تجربههاى آدمى در آفرينش و نوآورى است ؛ يعنى نظاير وحى و امثال آن : از الهاماتى كه بر انسان برتر نازل مىشود و نمىداند از كجا بر وى فرود آمده است و ادبيّات جذّاب مىنويسد و نقّاشى خيرهكننده رسم مىنمايد و آهنگ جادويى اختراع مىكند و چيزهايى اختراع مىكند كه متحيّرانه است . اينها ، اگر وحى نباشد - چون بين وحى و الهام تفاوت است - براى نزديك به ذهن نمودن فهم و درك وحى مناسب است . آدمى اعتراف مىكند كه همهء اينها را او انجام مىدهد ؛ و سپس اعتراف مىكند كه نيرويى به نام الهام موجب نزول آن حالتها مىشود و او را در ساخت و پرداخت يارى مىدهد . و گام را از اين فراتر مىنهد و مىگويد ، در بيشتر اوقات مجبور بوده است كه اين يا آن فن را بسازد . در حالتهاى ديگر از طريق تصادف در ساختن بوده است و يا از طريق سخنى - كه همان گمان صادق و بشارت به چيزى بيش از زايش و هستىاش در تداوم به سازندگى مىباشد - بوده است . آن گاه ، آدمى دست به تلاش شتابندهاى براى شناخت علل الهام و تصادف و حدس زد كه به شناخت بعضى از آنها موفق شد و تاكنون از شناخت برخى ديگر كه زياد هم هستند ، بىاطّلاع مانده است . وى منكر شعر و الهامى كه سازندهء شعر است ،