صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

38

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

وعده كرد و ما هم وعدهء آن را تصديق مىكنيم . حتّى كسانى كه به قرآن مجيد باور دارند و آن را وحى فرو فرستاده شده مىدانند و قرآن را بيانگر هر چيز ، مىپذيرند كه هيچ باطلى به همراه ندارد . چرا باز هم اينان به دليل و گواه بيشترى نيازمندند ؛ و حال آن كه ابراهيم ( ع ) به عنوان پيامبر براى اطمينان قلب چنين خواسته‌اى داشت ؟ حقّ كسى كه به قرآن به منزلهء وحى ايمان دارد آن است كه در شناخت بيّنه‌ها و ديدن آنها بيش از يك شخص داراى شك كه گاهى ايمان مىآورد و گاهى خير ، تلاش كند . اكنون سخن به اين‌جا رسيده است كه ، چرا در پاسخگويى به پرسشهايى كه در ذهن بسيارى از مسلمانان و غير مسلمانان پيرامون وحى وجود دارد ، تلاش نمىكنيم ؟ مسأله‌اى كه از حيث اهميّت و ارزش از موضوع احاطهء قرآن بر هر چيزى كمتر نيست و چه بسا از آن مهمتر و در كليّت و تفصيل در ذهن مطرح‌تر است . وقتى كه عنايت الهى شامل ما گردد و توفيق رفيق ما شود و به وجه شايسته به بررسى آن پرداخته ، ثابت كنيم كه نزول وحى امرى است ناگزير و خداوند هم بندگانش را بدون وحى رها نخواهد كرد و براى آنها چيزى در نظر مىگيرد كه هدايتشان نمايد و نجات‌بخش باشد - وقتى چنين كرديم - در حقيقت بسيارى از مردم را از شك و ترديدى كه در مسائل مهم - از جمله : وجود خداوند ، يگانگى او ، موضوع پيامبرى و پيامبران و وحدت اديان - آنها را فراگرفته ، نجات داده‌ايم . همچنين مسألهء اعتقاد به جامعيّت قرآن را هم آسان كرده‌ايم ، آن هم براى كسانى كه معتقدند اعتقاد به آن تنها به رساندن عقل به نردبان طولانى قانع شدن همراه با دلايل و بيّنات ، ممكن مىشود . علّت اين آسان نمودن به اين باز مىگردد كه عقل هر گاه تصديق كند و قانع شود كه قرآن همان وحى الهى به پيامبر ( ص ) است تا به مردم برساند و آنها را بيم دهد ، حتما تصديق خواهد كرد و قانع خواهد شد كه به آن عمل كند و از تعاليم آن و امر و نهىهاى آن پيروى نمايد . اين چنين است كه مسأله طرح مىشود : آيا وحى وجود دارد ؟ آيا قرآن مجيد وحى منزل است ؟ اگر بخواهيم پاسخ فقيهان ، انديشه‌مندان و فيلسوفان گذشته را در اين باب بيان كنيم ، چيزى بيش از آنچه گفته شد و نيز تكرار آنها انجام نداده‌ايم و در ايجاد اقناع تازه براى خردهاى بلندپرواز كه گذشتگان در ايجاد آن ناكام ماندند ، موفّق نخواهيم بود . مقصود ما از تلاش در ايجاد اقناع تازه اين نيست كه روش اقناع گذشته را حذف كنيم و يا آن را ناچيز