صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

373

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

ظلم آيا خوارى و پستى ظلم را همين بس نباشد كه هم ريشهء ظلمت و تاريكى است ؟ هر دو در لغت ، طبيعت ، منشأ و تربيت از يك اصل و ريشه‌اند . ظلمت هنگامى است كه نور برود و ظلم زمانى روى آورد كه پرتو عقل و صفاى نفس و سلامت حيات از بين برود ؛ بلكه ظلم ، براى عقل تاريكى ، براى نفس تيرگى و براى زندگى بيمارى است . هميشه با ويرانى همراست و كشت‌كنندگان آن تنها بدبختى و ننگ درو مىكنند . در حديث معروف نبوى آمده است : « از ظلم بپرهيزيد كه از ظلمتهاى روز قيامت است . » . اين حديث تأئيد مطالبى است كه نقل كرديم ؛ و تأكيدى است بر اين كه ، براى ستمگر گريزگاهى جز سقوط در آتش ظلمش وجود ندارد و از آفات گستاخى و گناهش نجاتى نيست . راغب در مفردات آن را چنين معرفى كرده است : « ظلم به نظر لغويان و بسيارى از دانشمندان ، « وضع الشىء فى غير موضعه » به كم يا زيادت ، يا عدول از زمان و مكانش مىباشد . » پس از بيانى اندك ، بار ديگر مىگويد : « ظلم يعنى تجاوز از حقّى كه در حكم نقطهء دايره است . » منظور از دايره در اين‌جا همان حدود الهى است كه در قرآن كريم براى بندگانش وضع نموده و پيامبرش را براى تبيين و تبليغ آن مبعوث فرموده است . و كامل و متكامل است و نقص و عيبى در آن راه ندارد ، و هر كسى در آن تأمّل نمايد و به دقّت در آن بنگرد توان خارج شدن از آن را ندارد . هركس كه نسبت به آن ناآگاه باشد و بر مركب هواى نفس خود سوار شود ، آن را ضايع خواهد كردو دچار خسران خواهد شد ، امّا از دايره خارج