صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
351
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
را نافرمانى نكند ؛ و از نعمت او در طاعتش استعانت جويد و بهواسطهء آن در نافرمانىاش كمك نگيرد ، كه او را كفران نموده است . چنان كه خداوند خود فرموده : أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً « 1 » . گفته شده است : از نعمتهايش در نافرمانى نسبت به او استفاده كردهاند ؛ پس مردم در تغيير نعمت خداوند قادر نيستند . امّا معنايش آن است كه شكر نعمت را به كفر تغيير دادند . » همچنين مىگويد : « حقيقت شكر ، تقواست و نامى است كه مجموعهء عبادتهايى را كه خداوند بندگانش را به آنها فرمان داده است ، دربر مىگيرد . سپس ، از حقيقت شكر به تقوا تعبير شده است . خداوند هم خبر داده است كه تقوا همان شكر است و فرمود : فَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ « 2 » . بندهء شكور كسى است كه بر سختيها و بلا و گرفتاريها شكرگزار است ؛ و چنين نيست ، مگر اين كه آن را نعمتهايى ببيند كه به صدق يقين و حقيقت زهد موجب شكر او مىگردد . و دربارهء چنين كسى ، سخن پيامبر ( ص ) درست است كه فرمود : « كسى كه در دنيا به پايينتر از خود بنگرد ، و در دين به بالاتر از خود ؛ خداوند او را در زمرهء صابران و شاكران مىنويسد : و كسى كه در دنيا به بالاتر از خود ، و در دين به پايينتر از خود بنگرد ، خداوند او را در زمرهء صابران و شاكران نمىنويسد . » خداوند شاكران را به صالحان ، مقربان و عالمان توصيف نموده ، و اين اوصاف سهگانه از بالاترين مقامات اهل يقين است . خداوند فرموده است : وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ « 3 » . بيشتر عذابهاى مردم ناشى از كمسپاسى در برابر نعمتهاست ؛ و اصل كمسپاسى نيز ناشى از جهل به نعمت است ؛ و سبب جهل از نعمت ، كمدانشى نسبت به خداوند ، گونههاى غفلت از صاحب نعمت ، ترك انديشهورزى در نعمتهاى او و يادآورى نعمتهاى خداوند است .
--> ( 1 ) - ابراهيم ( 14 ) آيهء 28 : آيا به كسانى كه [ شكر ] نعمت خدا را به كفر تبديل كردند ننگريستى ؟ ( 2 ) - آل عمران ( 3 ) آيهء 123 : پس ، از خدا پروا كنيد ، باشد كه سپاسگزارى نماييد . ( 3 ) - سبأ ( 34 ) آيهء 13 : و از بندگان من اندكى سپاسگزارند .