صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

308

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

چه غير شرعى . اگر تأثير از افراد عالم سفلى باشد ، اسباب و علل آن سحر ناميده مىشود و گاهى آن تأثير و اثر حاصل سحر ناميده مىشود و چنانچه تأثير از افراد عالم علوى باشد ، آن تأثير و اثر حاصل معجزه و كرامت است . گاهى در جهت سفلى يا علوى تقويت مىشود و بدون نياز به تأثير در ارواح خودش تأثير مىگذارد ، آن تأثير و اثر را همچنين سحر و معجزه مىنامند . پس ، سحر همان سبب تأثيرگذار در ارواح خبيثه است كه علّتش پنهان است ؛ و يا تأثير آن ارواح و آثارش در عالم طبيعت است ، به گونه‌اى كه درك آن پنهان است . آن‌گاه به هر علم و بيان ظريف كه دركش به ندرت صورت مىگيرد سحر ، و به عالم به آن هم ساحر گفته مىشود . از جمله اين كه در قرآن آمده است : أَيُّهَا السَّاحِرُ ادْعُ لَنا رَبَّكَ « 1 » . كه ساحر براى مدح و ذم ، هر دو ، به‌كار مىرود . » قمى نيشابورى صاحب غرائب القرآن و رغائب الفرقان دربارهء ماهيّت سحر و اسباب و علل آن و تأثيرهاى آن ، سخن مفصّلى دارد كه بخشى از آن را مىآوريم . وى معتقد است ؛ سحر اقسامى دارد و هر قسم طبيعت خاصّ خود را داراست ؛ امّا در حقيقت از طبيعت ديگر اقسام جدا نيست . از جملهء اين اقسام ، سحر كلدانيها در روزگار قديم است كه به پرستش ستارگان مىپرداختند و مىپنداشتند آنها در اين عالم تدبير مىكنند و از آنها خير و شر ، خوشبختى و بدبختى صادر مىشود و امور خارق العاده را به‌واسطهء آميختگى نيروهاى آسمانى با نيروهاى زمانى ايجاد مىكنند . اين سخن او خالى از نقد نيست ؛ چون پرستش ستارگان مردود است ، امّا تأثير آنها بر زمين - چه خير و چه شر - امرى است كه قرآن و ديگر كتابها آن را خبر داده و عارفان هم آن را پذيرفته‌اند . تعميم حكم بر گروه كلدانيها بدون استثنا نيز درست نيست ؛ چون در بين آنها و ديگر اقوام كسانى بودند كه برخى از خواص اجرام آسمانى و پرتوى از اسرار آن را مىدانستند و براى گروهى كه در آينده خواهند آمد و يا براى آنها رخ خواهد داد ، بيان كرده‌اند . گذشت روزگار نيز سخنان آنها را تأييد مىكند و اين ، زيرمجموعهء معناى سحر قرار نمىگيرد .

--> ( 1 ) - زخرف ( 43 ) آيهء 49 : اى فسونگر ! پروردگارت را براى ما بخوان .