صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
307
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
ظرافت و دقّت آن به آنچه كه ارائه مىكند و ادّعا مىنمايد ، توسّل مىجويد . اين آيه : إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُوراً « 1 » ، به اين دو وجه حمل شده است . در قرآن آمده است : فَقالَ لَهُ فِرْعَوْنُ إِنِّي لَأَظُنُّكَ يا مُوسى مَسْحُوراً « 2 » ؛ و بر معناى دوم هم اين آيه دلالت دارد : إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ « 3 » . و فرموده است : وَ جاؤُ بِسِحْرٍ عَظِيمٍ « 4 » ؛ و أَ سِحْرٌ هذا وَ لا يُفْلِحُ السَّاحِرُونَ « 5 » ؛ و فَجُمِعَ السَّحَرَةُ لِمِيقاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ « 6 » ؛ و فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ « 7 » . حكيم سلطان محمّد گنابادى با ژرفنگرى در پى معناى بعيد سحر است ، كه برخى از اسرارش را براى ما روشن مىنمايد . به عبارت ديگر ، وى تلاش مىكند كيفيّت تسلّط قواى روحانى بر غير روحانى و تأثير گستردهء آنها بر اشياى مادّى را براى ما قابل فهم نمايد . مىگويد : « سحر نام گفتار يا عمل يا نقش بر صفحهاى است كه در عالم طبيعت تأثيرى خارج از اسباب و امور رايج مىگذارد و آن تأثير به سبب آميزش قواى روحانى با قواى طبيعى و يا به واسطهء تسخير قواى روحانى است ؛ به گونهاى كه به ارادهء تسخيركنندهء ساحر دخل و تصرّف مىكند و اين امرى است كه در نفس الامر واقعيّت دارد و چنان كه گفته شد ، خيال محض نيست . حقيقت آن اين است كه گفته شود : عالم طبيعت بين ملكوت سفلى و ملكوت عليا واقع شده است و اهل اين دو عالم به اذن خداوند و يا به اسبابى از جانب نفوس بشرى اجازهء تصرّف در عالم طبيعت را دارند . و نفوس بشرى هرگاه از وابستگيهايش جدا گردد و از تيرگيها ، به واسطهء رياضتهاى شرعى يا غير شرعى ، پاك گردد و با مجرّدات علوى يا سفلى سازگارى يابد ، به واسطهء اسباب يا غير اسباب در افراد دو عالم تأثير مىگذارد و بر آنها مسلّط مىشود و آنها را به عالم خود جذب كرده ، به مراد خود هدايت مىكند - چه شرعى باشد و
--> ( 1 ) - اسراء ( 17 ) آيهء 47 : جز مردى افسونشده را پيروى نمىكنيد . ( 2 ) - همان ، آيهء 101 : فرعون به او گفت : « اى موسى ! من جدّا تو را افسونشده مىپندارم . » ( 3 ) - هود ( 11 ) آيهء 7 : اين [ ادّعا ] جز سحرى آشكار نيست . ( 4 ) - اعراف ( 7 ) آيهء 116 : و سحرى بزرگ در ميان آوردند . ( 5 ) - يونس ( 10 ) آيهء 77 : آيا اين سحر است ؟ و حال آن كه جادوگران رستگار نمىشوند . ( 6 ) - شعراء ( 26 ) آيهء 38 : پس ساحران براى موعد روزى معلوم ، گردآورى شدند . ( 7 ) - همان ، آيهء 46 : پس ساحران به سجده درافتادند .