صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
29
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
همچنين از انواع كلام متفاوت است ، چون دربردارندهء مقدار زيادى از معانيى است كه عقل بشرى جمعبندى آن را درنمىيابد و حدود آن را نمىفهمد ؛ همچنين شامل انواع معانيى است كه همچنان منشأ حيرت انديشمندان و متفكران است . قرآن از زمان نزول تا كنون پيوسته هر روز معناى تازهاى ارائه مىدهد و تا آخر الزمان چنين خواهد بود . اين سخن ما اغراقآميز نيست و در آن زيادهروى وجود ندارد چون با توجّه به علوم و فنونى كه در پيرامون قرآن جريان يافت و الهامبخش اين علوم و فنون قرآن بوده و در آينده نيز الهامبخش اين علوم و فنون خواهد بود ، آن را دريافتهايم . بنابراين اتفاق نظر داريم كه همهء انواع كلام ، ظرفهايى معنوى هستند كه دربردارندهء معانى و دلالت مىباشند . و معتقديم كه قرآن نيز نوعى از اين انواع است ، امّا به خاطر اعجاز در سبك و تركيب و روشنگرى و اشتمال ، از آنها متمايز است . پس چرا معتقد نباشيم كه قرآن بيانگر و روشنگر هر چيزى است ؟ اگر مانعى در اين اتفاق نظر وجود دارد ، چرا در پى رفع اين مانع برنمىآييم ؟ آرى مانعى وجود دارد كه همان ابهام مسير اين اتفاق نظر مىباشد . اين مسير كجاست ، آيا استدلالپذير نيست ؟ مسير به نظر ما ، بازگشت به خود قرآن است امّا تنها وابستهء به پژوهش و گفتگو نيست ، بلكه وارد شدن در يك رياضت معنوى دشوار و فرورفتن در رياضت معنوى گسترده ، كه به توسل جستن به خداوند - صاحب كلام - منتهى مىشود ، مىباشد تا مراد و اسرار آن را براى ما روشن نمايد ، به گونهاى كه آن را لمس كنيم و « دانش ، پرتوى است كه خداوند در دل هر كس كه بخواهد مىافكند . » ظنّ و گمان در اين جا نمىتواند آرام گيرد و به اين پندار حركت خواهد كرد كه من با تكيه به شيوهاى ، مىخواهم خود را از رويارويى با واقعيت و پاسخگويى - زمانى كه به تجربهء روحى براى دليلتراشى تكيه كردهام - به اين كه قرآن روشنگر هر چيزى است ، برهانم . حتى اين گمانها خواهند گفت : تجربهء روحى لازمهاش آن است ، كه آدمى متحمّل عذابهاى شديدى گردد و اين براى همه ممكن نيست كه در برابر آن صبور باشند و اگر محكى موجود باشد ، شايد فردى در اين تجربه موفّق بيرون آيد و فردى ناموفّق ، و اينجاست كه به نوعى فريبكارى و خيالپرورى منتهى شود . چرا دليل ديگرى نباشد كه جاهل هم مثل عالم معتقد باشد كه همه چيز به حقيقت در قرآن وجود دارد !