صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
254
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
به اركان وجودش از وى كمك مىجويد ، و همهء اينها اسباب هستند . » هر كس كه پروردگارش را به حذف اسباب مىطلبد ، مثل كسى است كه از انسان مىخواهد چيزى بدون دست به او بدهد و بدون چشم ببيند و بدون گوش بشنود ؛ و هر كس به سببى در برابر خداوند تكيه كند ، مثل كسى است كه قلبش در بخشش به دست انسانى باشد و به چشم او ببيند و به گوش او بشنود و او غافل و بىتوجّه از انسان فاعل حقيقى است . پس او غافل و بىتوجّه است . . . انسان قادر بر دادن ، ديدن و شنيدن است ، امّا دادن تنها به دست و ديدن و شنيدن هم هميشه به چشم و گوش است . اين چنين است قادر متعال به طور مطلق ؛ امّا خصوصيّت فعل وابسته به اسباب است ؛ مثلا زيد فعل خداوند است و او انسانى است كه او را پدر و مادرى در زمان و مكانى به دنيا آوردند و با وجود آن شرايط و رفع موانع ، او به دنيا آمد . اگر يكى از اين علل و شرايط تخلّف مىكردند ، او نبوده است . پس او در ايجادش وابستهء تحقّق همه اينهاست و متوقّف فعل است نه فاعل . در حديث قدسى آمده است : « من نزد گمان بندهء مؤمنم هستم و جز خير به من گمان نمىبرد . » پس خداوند منشأ خير است و بنده به طور دائم به اين خير نيازمند است و هر چه نياز او زياد باشد در برابر آنچه كه طمع و اميد دارد باز اندك است و محال است كه مؤمن در ذهنش جز حسن ظن به خداوند چيزى داشته باشد ! و دعا يكى از ابزار رفعت درجهء او به مقام برتر است و در ريزش خير و بركات و نعمتها تأثير مىگذارد . على ( ع ) براى فرزندش امام حسين ( ع ) فضل و ارزش دعا را تبيين مىنمايد ، كه بر معناى و الا و سود درست آن دلالت دارد . اين سخنان در حكم وصيتى بوده است كه حضرت به ايشان فرمود . و چه زيباست آن سخن كه سخن امامى باشد ! مىفرمايد : « آن گاه در دستان تو كليدهاى خزانهاش را قرار داد و به تو اجازه داد كه از او بخواهى . و هر گاه خواستى ، به وسيلهء دعا آن درهاى نعمت را مىگشايى و باران رحمت او را به ريزش وامىدارى ، و ديرى اجابت او تو را نااميد نگرداند ؛ چون بخشش به ميزان نيّت است . و چه بسا اجابت براى تو دير صورت پذيرد تا پاداش طلبكننده زياد گردد و بخشش سنگينى و چه بسا چيزى خواستى و به آن نرسيدى و دير يا زود چيزى بهتر به تو داده شد و يا از تو گذشت و بهتر از آن به تو رسيد . چون شايد آنچه كه طلب كردى و به تو داده مىشد ، تباهى دينت بود ؛ سپس درخواست تو در آنچه كه براى تو