صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
181
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
خود در حجاب قرار نداد ، بلكه حجاب آنها را همان تدبيرشان قرار داد . » سپس ، ابو طالب به شرح تدبير پرداخته است كه معناى متوكّل در آن آشكار است . او مىگويد : « منظور از ترك تدبير ، ترك اقدام در آنچه براى بنده جايز است ، نيست ، بلكه منظور از ترك تدبير ، ترك آرزوهاست ؛ و يا سخنانى از اين قبيل : چرا چنين شد ؟ چرا چنين نشد ؟ اى كاش واقع نمىشد ! چون اين كار اعتراض و جهل قبل از علم و ترك اعمال قدرت و شهادت حكمى و غفلت از مشيّت و جريان حكمت در آن است . » دوباره به كلام بازگشته مىگويد : « تدبير ؛ يعنى تشخيص و انجام حكم ، و قراردادن اشياء در جايگاه خود است . چگونه بنده با وجود اشياء چنين نباشد ، در حالى كه عاقل ، اهل تشخيص و متعبّد و طالب احكام است ؟ اين همان حال توكّلكنندگان است . » صدوق در معانى الاخبار ، برخورد جبرئيل با پيامبر ( ص ) و پرسش و پاسخ پيامبر ( ص ) از وى را روايت كرده است ؛ و از جمله سؤالهاى حضرت از او اين بود : « توكّل بر خداوند يعنى چه ؟ » فرمود : « علم به اين كه مخلوق نفع و ضررى ندارد ، نه مىبخشد و نه منع مىكند ؛ به كار بستن نااميدى از مردم ؛ اگر بنده چنين باشد براى كسى جز خداوند كار نمىكند ؛ و جز به خداوند اميد ندارد ، و جز از او نمىترسد و به كسى جز او طمع نمىبندد ؛ و اين همان توكّل است . » در سخنان الهام گونهء باباطاهر چنين آمده است : « توكّل نفى رؤيت به واسطهء رؤيت است . » عين القضاة در شرح آن مىگويد : « نفى رؤيت اسباب به رؤيت مسبّب است ، بلكه نفى رؤيت توكّل به رؤيت وكيل . » در سخنانى كه متوكّل را معرفى مىكند ، آمده است : « كسى كه مالك چيزى مىشود و چيزى مالك او نمىگردد . » انسانها در توكّل كردن مساوى نيستند ؛ گروهى در رزق مشخص شده در قسمت متوكّل هستند ، كه اين توكّل عموم مردم است و خواص از ذكر آن شرم دارند و از رواج آن پرهيز . » ؛ توكّل خواص آن است كه « بر آزار قول و عمل صبر كنند ، چون به پيامبر ( ص ) در قرآن به اين امر سفارش شده است : فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا وَ اصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ « 1 » و سخن پيامبر ( ص ) كه
--> ( 1 ) - مزمّل ( 73 ) آيات 9 و 10 : پس او را كارساز خويش اختيار كن ، و بر آنچه مىگويند شكيبا باش .