صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

137

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

تسبيح تسبيح يعنى منزّه ساختن خداوند از هر آنچه كه شايستهء كمال ذات او نيست . وقتى مىگوييم : « سبحان اللّه » ؛ يعنى ساحت عظمت او را از نقص ، زشتى و بدى و اوهام وهم‌كنندگان و گمان گمان‌كنندگان منزّه مىكنيم ؛ پس هر آنچه را كه عقل ، فكر يا خيال او را تصوّر مىكند ، خداوند سبحان از آن برتر و بالاتر است . او منزّه است از اين كه از او بدى صادر شود ؛ و منزّه است از اين كه بدى و نقص براى مخلوقاتش اراده كند ؛ و او فيض‌رسان جود و وجود ، و منشأ خير و كمال است . تسبيح در لغت - بنا به نظر راغب - از سبح و سباحت است و براى حركت ستارگان در آسمان استعاره شده است : وَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ « 1 » ؛ و يا براى حركت است : وَ السَّابِحاتِ سَبْحاً « 2 » ؛ و براى سرعت در عمل : إِنَّ لَكَ فِي النَّهارِ سَبْحاً طَوِيلًا « 3 » . اصل آن حركت سريع در عبادت خداوند است ؛ و آن را در كار خير قرار داد ، چنان كه إبعاد را در كار بديد . گفته مىشود : « أبعده اللّه » . تسبيح را در عموم عبادات به كار برد ، چه گفتار ، چه كردار ، و چه نيّت باشد . فرمود : فَلَوْ لا أَنَّهُ كانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ « 4 » ؛ يعنى از نمازگزاران . بهتر آن است كه بر گفتار ،

--> ( 1 ) - انبياء ( 21 ) آيهء 33 : هر كدام از اين دو در مدارى [ معيّن ] شناورند . ( 2 ) - نازعات ( 79 ) آيهء 3 : و به فرشتگانى كه [ در دريايى بى مانند ] شناكنان شناورند . ( 3 ) - مزمّل ( 73 ) آيهء 7 : و تو را در روز آمد و شدى دراز است . ( 4 ) - صافات ( 37 ) آيهء 143 : و اگر او از زمرهء تسبيح‌كنندگان نبود .