صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

136

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

سخن را با سخن ديگرى توضيح مىدهد ؛ يعنى اين سخن : « و امّا خواص ، بين سبك‌سرى و عيش به سر مىبرند ؛ چون هرگاه براى آنها تجلّى رخ دهد ، سبك‌سرى مىكنند ؛ و هر گاه در پنهان بمانند به بهره‌ورى بازمىگردند و زندگى مىكنند . » مىتوانيم به يقين بگوييم : تجلّى - دور يا نزديك - به حلول و امتزاج بين تجلّىكننده و تجلّىپذير اشاره‌اى ندارد ؛ و از آن در ظاهر و باطنش چيزى جز توحيد خالص فهميده نمىشود . آيا روشن‌تر از سخن على ( ع ) مىتوان استدلال كرد كه در آن مفهوم تجلّى را با خالص‌ترين معناى توحيد ، توضيح مىدهد ؟ حضرت مىفرمايد : « . . . نشانه‌هاى ظهور بر او دلالت دارد و از چشم سر دور ؛ چشم كسى كه او را نديد منكرش نمىشود ، قلب كسى كه وى را ثابت نمود او را نمىبيند . » و در خطبه‌اى ديگر مىفرمايد : « جز اين نيست كه خود ابزارها را مىبينى ؛ و ابزارها به همانندهايشان اشارت دارند . . . سازندهء آنها با آن ابزارها ، براى خردها تجلّى مىكنند ولى از ديد ديدگان پنهانند . » و مىفرمايد : « خداوند بر بندگانش تجلّى نمود ، بى آن كه او را ببينند ؛ و خود را به آنها نماياند ، بى آن كه تجلّى كند . » همچنين مىفرمايد : « اوهام به او احاطه نمىيابند ، بلكه به واسطهء آنها و براى آنها متجلّى مىشود . »