صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
109
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
امر حادث واقع نمىشود مگر آن كه اسباب و شرايط وقوع آن كامل باشد . چنان كه علّامه طباطبايى مىگويد : « اين امور و حوادث ، هر چند كه عادت آن را نپذيرد و منكر شود ، ذاتا امورى غير ممكن نيستند به گونهاى كه عقل ضرورى آن را باطل نمايد . همان گونه كه اين سخن ما باطل است وقتى مىگوييم : اجتماع و ارتفاع سلب و ايجاب با هم از هر جهت ؛ و يا مىگوييم : شىء ممكن است از خودش سلب شود و يا يك نصف دو نيست ؛ و امثال اين امور ذاتا غير ممكن . » چه خوب بود اگر سخنان پراكندهء ايشان را در موارد متعدد خلاصه مىكرديم ! چه خوب گفت كه معجزات از امورى نيستند كه عادت طبيعت منكر آن باشد ، بلكه چيزى است كه نظام مادّه در هر زمان چنين مىكند ؛ مثل تبديل زنده به مرده ، مرده به زنده ، تبديل صورتى به صورت ديگر ، حادثهاى به حادثهاى ، آسايش به سختى و سختى به آسايش . فرق بين عادت و معجزهء خارق العاده آن است كه اسباب مادّى مشهود در جلو چشم ما ، اثرش را با روابط خاصّى و با شرايط زمانى و مكانى خاصّى كه اقتضاى تدريج در تأثير دارد ، مىگذارد . براى مثال ، عصا هر چند كه ممكن است به يك مار بدل شود ؛ و يا جسد پوسيده ممكن است به انسانى زنده تبديل شود ؛ امّا عادت چنان است كه به عللى خاص و شرايط زمانى و مكانى خاص محقّق گردد ، و مادّه از حالى به حالى منتقل شود و صورتى ديگر به خود بگيرد تا صورت نهايى و فرضى برقرار گردد و مشاهده و تجربه هم آن را تصديق كند ؛ نه با هر شرطى بدون علّت و يا به ارادهء ارادهكننده هماهنگ باشد ، چنان كه ظاهر وضع معجزات و خارق عاداتى كه قرآن بيان مىكند ، چنين است . در توان علم نيست كه وقوع حوادث خارق العاده و پنهان را منكر شود ؛ چون كارهاى شگفتى توسط مرتاضان به وجود مىآيد . و اين همان چيزى است كه پژوهشگران معاصر به آثار روحى پناه بردهاند تا آن را با جريان امواج مجهول مغناطيسى توجيه نمايند . و فرضيه دادهاند كه رياضتهاى سخت به آدمى قدرت تصرّف امواج مرموز و قوى را مىدهد كه اراده و شعورى با آن همراه است و بدين وسيله قادر است به حركتها و اقدامهايى شگفت و خارق العاده به شيوهء قبض و بسط و امثال آن دست زند . حكمت الهى اقتضا مىكند كه معلول طبيعى تنها با علّت طبيعى باشد ؛ يعنى تعدادى