الشيخ رسول جعفريان
89
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
بن عمرو و فرزندانش سائب و عبيد و عبد الرحمان در جنگ جمل در كنار على عليه السلام مىجنگيدند . « 1 » وى و پدر به دليل آن كه از سلك اصحاب حديث بيرون بوده و روشهاى تاريخى داشتهاند ، و نيز به دليل گرايشهاى شيعى ، مورد طعن فراوان قرار گرفتهاند . محمد را در شمار سَبَاييها كه نام ديگر روافض بوده ياد كردهاند . « 2 » با اين حال ، دانش محمد به قدرى بوده كه عباد بن صُهَيب كه اوائل نمىخواست از وى نقل كند ، بعدها مجبور شد با واسطه از وى روايت كند . « 3 » نهايت آن كه در دانش تفسير - كه گفته شده مانند نداشت - چهرههاى موثق سنى از وى روايت كردهاند ، اما در حديث به وى اعتماد نكردهاند . « 4 » ابن نديم نوشته است كه محمد بن سائب ( م 146 ) از عالمان كوفه بوده و در تفسير و اخبار و ايام الناس ، تخصص داشته ، وى تفسيرى نيز نوشته است . « 5 » طبرى با اشاره به شركت او در قيام ابن اشعث ، او را متبحر در تفسير ، اخبار و احاديث عرب دانسته است . « 6 » ابن اسحاق با تعبير « حدثنا ابوالنصر » از وى روايت نقل كرده است . سمعانى مىگويد : او كنيهء محمد بن سائب را آورده تا شناخته نشود ! « 7 » هشام فرزند محمد ، از برجستگى بيشترى برخوردار است . او همانند پدر و خانوادهاش شيعه بوده و در منابع شرح حال وى ، به اندازهء كافى بر اين امر تكيه شده است . گفته شده كه وى به رجعت باور داشته و نوشتن مثالب صحابه ، از نشانههاى تشيع او دانسته شده است . « 8 » نجاشى نوشته است كه : كان يختصّ بمذهبنا . « 9 » وى صاحب تك نگاريهاى فراوانى بوده كه بيشتر آنها از ميان رفته و تنها فقراتى از آنها در ساير مآخذ بر جاى مانده است . بسيارى از مؤلفان تاريخ نويس آن روزگار از شاگردان وى بوده و از روايات تاريخى او استفاده كردهاند . حوزهء كار وى بيشتر اخبار جاهليت و نيز
--> ( 1 ) . طبقات الكبرى ، ج 6 ، ص 359 ( 2 ) . الكامل فى ضعفاء الرجال ، ج 6 ، ص 115 ؛ الانساب ، ج 5 ، ص 86 . شايد به طنز از وى نقل شده كه گفت : زمانى جبرئيل در حال وى به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بود و على در كنارش . پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم براى كارى رفت و جبرئيل به على عليه السلام وحى كرد . نك : الوافى بالوفيات ، ج 3 ، ص 83 ( 3 ) . الكامل فى ضعفاء الرجال ، ج 6 ، ص 116 ( 4 ) . الكامل فى ضعفاء الرجال ، ج 6 ، ص 120 ( 5 ) . الفهرست ، ص 107 ( 6 ) . المنتخب من ذيل المذيل ، ص 652 و نك : طبقات الكبرى ، ج 6 ، ص 358 ؛ ميزان الاعتدال ، ج 3 ، ص 558 - 556 ( 7 ) . الانساب ، ج 5 ، ص 86 ( 8 ) . ميزان الاعتدال ، ج 4 ، ص 304 ؛ شذرات الذهب ، ج 2 ، ص 13 ؛ ذريعه ، ج 19 ، ص 75 . سمعانى نوشته است : كان غاليا فى التشيع . الانساب ، ج 5 ، ص 86 ( 9 ) . النجاشى ، ص 434 ، ش 1164