الشيخ رسول جعفريان
90
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
اخبار مربوط به ايران و يمن بوده وگو اين كه مجموعههاى عظيمى در اين زمينه گردآورى كرده است . طبعا او نيز همانند پدر ، يك مورخ بوده است و نه محدث . به همين دليل احمد بن حنبل دربارهء او گفته است كه هشام صاحب شعر و نسب است و گمان نمىكنم كسى از وى روايتى نقل كند . « 1 » تخصص عمدهء هشام در دانش انساب است . تأليفات وى در اين زمينه ، مادر آثارى است كه بعدها در اين رشته نگاشته شده است . وسعت كار هشام اعجابآور و نشانى است از نبوغ بلند تاريخى وى . جواد على نوشته است : هشام در استفاده از منابع اصلى و وثائق مكتوب به ويژه در تاريخ حيره و تاريخ فرس بر پدرش پيشى گرفت . او زبان فارسى را نيز به خوبى مىدانست . در اين زمينه او قابليت و رشدى را از خود نشان داد كه به معناى فهم علمى تاريخ از سوى يك مورخ بود . با اين كه هشام از اتهامات اصحاب حديث در امان نمانده و او را متهم به تزوير و كذب در نقل روايات كردند ، تحقيقات جديد نشان مىدهد كه دشمنان او دربارهء هر آنچه دربارهء او گفتند بر صواب نبودند . او در كار خويش موفق بود و گامهاى بلندى را در جهت تأليف آثار تاريخى بر اساس روش علمى برداشت . « 2 » جواد على در جاى ديگرى با اشاره به شيوهء روايى طبرى و عدم كافى بودن آن در بررسى درستى و نادرستى نقلها ، از شيوهء كلبى ستايش مىكند كه به دنبال اسناد رسمى مىگشت و خود در كنائس و ديرها به دنبال كتابها بود تا با استفاده از آنها به تحقيق بپردازد . « 3 » هشام دربارهء اخبار دورهء اسلامى نيز تأليفاتى داشت و همانطور كه از كتاب تاريخ طبرى بر مىآيد وى بهطور عمده راوى اخبار ابومخنف شيعى بود . ابن نديم در سه صفحه ، تأليفات او را برشمرده است . اين آثار در زمينههاى گوناگونى از جمله : احلاف ، [ پيمانها ] ، انساب ، الاوائل ، اخبار جاهلى ، اخبار دوران اسلامى ، اخبار شهرها ، اخبارشعراء ، و ايام عرب مىباشد . « 4 » تحقيقات علمى او در خواندن سنگهاى قبور لخميان در نوع خود بسيار جالب و ابتكارى است . « 5 » آثار برجاى مانده او را سزگين فهرست كرده « 6 » و چند اثر معروف او النسب الكبير ، الاصنام و كتاب نسب معد و اليمن الكبير با چند تصحيح چاپ شده است . در تشيّع هشام روايتى جالب نقل شده كه حكايت آن خالى از لطف نيست . زائده گويد : من نزد كلبى رفت و آمد داشته بر او قرآن مىخواندم . يك روز گفت : من زمانى مريض شدم و همه چيز را فراموش كردم . پس نزد يكى از « آل محمد » رفته ، او زبان خود را در دهانم
--> ( 1 ) . الانساب ، ج 5 ، ص 87 ( 2 ) . موارد تاريخ الطبرى ، بخش نخست ، ص 149 ( 3 ) . همان ، ص 168 ( 4 ) . الفهرست ، ص 110 - 108 ؛ النجاشى ، ص 435 ( 5 ) . تاريخ التراث العربى ، ج 1 ، جزء 2 ، ص 52 ( 6 ) . تاريخ الادب العربى ، ج 3 ، ص 8