الشيخ رسول جعفريان

85

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

قالب تك نگاريهايى بود كه هر كدام به مبحثى خاص اختصاص داشت . عنوانهاى كلى كه براى اين قبيل تك نگارييها برگزيده مىشد عبارت بود از « اخبار » « وقعه » « مقتل » و مانند آن . اين شيوه‌اى است كه مورخانى مانند ابومخنف ، مدائنى و كلبى در قرن دوم انتخاب كردند . شيوهء بعدى كه شيوه‌اى پيشرفته بود و از اواخر قرن اول و بيشتر در قرن سوم و چهارم مطرح شد ، نوشتن آثار تاريخى به صورت تاريخ عمومى و دوره‌اى بود . اين كتابها ، يا بر اساس ترتيب خلفا و يا به صورت سالشمار مسائل تاريخى را عرضه مىكرد . طبعا در تدوين آنها از بسيارى از تك نگاريها استفاده شده و مطالب آنها در تاريخ عمومى درج مىشد . مورخان برجستهء نسل دوم عبارتند از خليفة بن خياط ، يعقوبى ، دينورى و در نهايت طبرى كه با بهره گيرى از بسيارى از تك نگاريها تاريخ عظيم خود را پديد آورد . روشن است كه اين دو شيوه ، متفاوت با يكديگر بوده و هر كدام امتيازات خاص خود را داشته و دارد . بسيارى از مباحث جزئى كه در تك نگاريها مطرح مىشد ، به كار تواريخ عمومى نمىآمد و طبعا با انقطاعى كه در تأليف تك نگاريها در دورهء بعد صورت گرفت ، حجم زيادى از آگاهيهاى تاريخى ، به ويژه تاريخ فرهنگى و اجتماعى از بين رفت . نگاهى به تك نگاريهاى از بين رفتهء مدائنى و ابومخنف ، مىتواند عمق اين فاجعهء فرهنگى را نشان دهد . بايد توجه داشت كه برخى از مورخان اين دوره ، شيوهء خاص خود را دارند . مانند زبير بن به كار كه در تأليفات الموفقيات روشى خاص را برگزيده است . يا محمد بن حبيب كه در المنمق و المحبر خود بسيارى از تك نگاريهاى پراكنده را به بهانه‌اى كنار هم فراهم آورده و از محتواى آنها مىتوان حدس زد كه تا چه اندازه اين تك نگاريها اهميت داشته است . ابومِخْنَف ( ح 90 - 157 ) لوط بن يحيى بن سعيد بن مخنف بن سُلَيم ازْدى از مورخان بنام قرن دوم هجرى است . « 1 » گرايش شيعى او تأييده شده و به همين دليل ، اصحاب حديث او را متروك دانسته‌اند . ابن حِبّان نوشته است : او رافضى بود و صحابه را دشنام مىداد . « 2 » ابن عَدى نوشته است كه او شيعى افراطى بود . « 3 » در متروك بودن وى نزد اصحاب حديث بايد به اين نكته هم توجه داشت كه او اخبارى است و مورخ . ذهبى او را به دليل اخبارى بودن موثّق ندانسته است . « 4 »

--> ( 1 ) . عجيب آن كه يعقوبى نام ابومخنف را در ميان فقهاى دورهء مهدى عباسى ( خلافت از اواخر 158 ) آورده است . نك : تاريخ اليعقوبى ، ج 2 ، ص 403 ( 2 ) . لسان الميزان ، ج 4 ، ص 344 ( 3 ) . الكامل فى ضعفاء الرجال ، ج 6 ، ش 2110 ( 4 ) . ميزان الاعتدال ، ج 3 ، ش 2992