الشيخ رسول جعفريان

73

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

منافع خاندان زبيرىها نيز تأثيراتى در سيره نگارى داشته است . كسانى از سيره نويسان از خاندان آل زبير بوده و در بخشهايى كه به آنان مربوط بوده ؛ از جمله اخبار مربوط به وَرَقَة بن نَوْفِل و يا نقش زبير در غزوات ، بايد احتياط بيشترى كرد ، يكى از اين راويان هشام بن عروة بن زبير است كه از جمله استادان ابن شهاب زُهْرى بوده و اخبار سيره را يا از پدرش عروه نقل كرده و يا ازبرخى از موالى آل زبير . منشأ اخبار عروه نيز عايشه است كه خاله وى بوده و به دليل نفوذى كه در چند دهه نخست هجرى داشته ، تعداد زيادى روايت دربارهء اخبار سيره گزارش كرده است . دربارهء اخبار خاندان عباس و نقش خود وى در عصر نخست اسلامى نيز بايد احتياط لازم را داشت . بنا بر آنچه كه برخى از محققان اشاره كرده‌اند ، ابن اسحاق ، مهمترين سيره نويس ، تعديلاتى را در سيره خود به نفع آل عباس به وجود آورده است . « 1 » ابن بدان دليل است كه وى سيرهء خود را به منصور و يا فرزند وى مهدى عباسى تقديم كرده است . تصويرهاى قصصى در سيره روايت داستانى از يك حادثه ، با روايت تاريخى و واقعى همان رخداد تفاوت دارد . اين تفاوت به دليل افزودگيها و كاستيهايى است كه در روايت واقعى و تاريخى آن رخداد پديد آمده و صورتى داستانى و رمانتيك بدان داده است . لازمهء چنين تصويرى ، انحرافات چندى است كه هميشه نيز عمدى نيست . علاقهء مردم عادى به روايت داستانى ، سبب رشد كار قصه گويان در صدر اسلام گرديد . در آغاز ، تنها تاريخ انبياى گذشته ، به صورت داستان عرضه مىشد . به مرور ، برخى از رخدادهاى سيره ، نيز رنگ داستانى به خود گرفت . در همين جا بايد اين نكته را يادآورى كرد كه در يك نقطه ، تشخيص روايت تاريخى از روايت داستانى دشوار است و آن مواردى است كه به ويژه در تاريخ انبيا ، رنگ وحى ، معجزه ، اخبار از آينده و به عبارتى ماوراء الطبيعى دارد . آنان كه تنها با انديشه‌هاى مادى سر و كار دارند و تاريخ را صرفاً تجلّى عناصر و اجزاء مادى مىپندارند ، هر نوع روايتى را كه مشتمل بر اين عناصر باشد ، داستانى مىدانند و تنها با حذف اين عناصر رضايت به تاريخى بودن آن مىدهند . در اين باره بايد گفت : اگر مشكل صرفاً مسألهء غيب يا وحى باشد ، به هيچ روى نبايد چنين رخدادى را روايت داستانى تلقى كرد ؛ در واقع زمانى كه ما دليل كافى در اصل وقوع چنين رخدادى داشته باشيم ، نبايد به دليل داشتن جنبه‌هاى غيبى ، آن رويداد را مورد انكار قرار دهيم . اما در مواردى كه رنگ قصصى و داستانى غلبه داشته و سند رخداد نيز

--> ( 1 ) . المغازى الاولى و مؤلفوها ، ص 81