الشيخ رسول جعفريان
74
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
قابل اعتبار و اعتنا نيست و حتى شواهدى بر ضد آن وجود دارد ، مىتوان در آن شك و ترديد كرده و پس از بررسى دقيق در سند و متن ، آن را مورد انكار قرار داد . آنچه مسلم است اين كه قصه سرايان كه در جامعه نفوذ چشمگيرى داشتهاند ، در بسيارى از موارد در داستانى كردن واقعيات تلاش كردهاند و حتى گاه به كلى واقعهاى را ساخته و يا ساختار آن را عوض كردهاند . ابوايوب سختيانى بر اين باور بود كه قصه سرايان ، « حديث » را بر مردم فاسد كردهاند . « 1 » ذَهَبى ( م 748 ) نيز از جمله تحريفات قصه سرايان را در سيره ، در مسأله معراج ذكر كرده است . « 2 » صلة بن حارث غفارى مىگفت : از بين رفتن سيره و سنت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به دليل وجود قصه سرايان بوده است . « 3 » به عنوان نمونه قصه سرايى روايت كرده بود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم قبل از ازدواج با عايشه ، عكس وى را ديده بود و پس از آن از روزنهاى مىنگريست تا صاحب آن تصوير را بيابد ! « 4 » شُعْبه كه از محدثان بنام بود مىگفت : ما براى قصه سرايان حديثى نمىگوييم ؛ چرا كه يك وجب حديث از ما گرفته يك ذراعش مىكنند . « 5 » در كنار اين مطلب بايد اشاره كرد كه اخباريها با ذهنيت داستانسرايى خود ، كوشيدهاند تا براى تمام مظاهر تاريخ دورهء جاهلى و اسلامى ، قصههايى دست و پا كنند . ذهن جوّال آنها در ساختن داستان بسيار قوى و حتى اديبانه بوده و به هيچ روى نبايد فريب نثر اديبانه قصص آنها و اشعارى كه در آن باره مىآورند را خورد . متأسفانه اين قصص منشأ بسيارى از تحريفات جدى در سيره شده است . معمولا صورتهاى قصهاى از سيره و تاريخ صدر اسلام به شخصى به نام ابوالحسن بكرى نسبت داده مىشود . وى على القاعده از قصه سرايان قرن پنجم هجرى است . مشهورترين كتاب وى با عنوان الانوار در سال 1999 در بيروت چاپ شده است . كتاب سيره او الذروة فى السيرة النبويه است كه گويا در قرن هشتم به فارسى هم در آمده و در فهرستها به نام ذورة العليا فى سيرة المصطفى شناخته مىشود . همين سيره به تركى هم ترجمه شده است . « 6 » يكى از زمينههاى قصصى در سيره ، مواردى است كه از قول جن اشعارى نقل مىشود . در اين باره بايد گفت كه اين سخن ما به معناى نفى وجود جن نيست ؛ چه قرآن به صراحت
--> ( 1 ) . حلية الاولياء ، ج 3 ، ص 11 ( 2 ) . نك : مقدمه دكتر سامرايى بر : القصّاصو المذكّرين ، ص 34 ( 3 ) . حياة الصحابة ، ج 3 ، ص 281 ؛ الإصابه ، ج 2 ، ص 193 ( 4 ) . القصّاص والمذكرين ، ابن جوزى ، ص 106 ( 5 ) . همان ، ص 103 - 100 ، ما در كتاب « پژوهشى دربارهء نقش دينى و اجتماعى قصه خوانان در تاريخ اسلام » به تفصيل دربارهء اين گروه سخن گفتهايم . ( 6 ) . دربارهء وى بنگريد : سير اعلام النبلاء ، ج 19 ، ص 36 ؛ سبل الهدى ، ج 4 ، ص 24 ؛ ميزان الاعتدال ، ج 1 ، ص 112 ، 251 ؛ رياض العلماء ، ج 1 ، ص 42 ، ج 5 ، ص 440 ، ج 7 ، ص 33