الشيخ رسول جعفريان

674

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

آيا بر اين باور است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم او را منصوب كرده ؟ گفتم : آرى ، به علاوه من از پدرم [ عباس ] در اين باره پرسيدم ، او نيز تأييد كرد . عمر گفت : آرى از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دربارهء وى مطلبى بود كه حجت نتواند بود . آن حضرت در هنگام بيمارى ، سر آن داشت تا به اسم او تصريح كند ، اما من به خاطر اسلام از اين كار ممانعت كردم . زيرا هيچ گاه قريش بر او « اجتماع » نمىكردند و اگر او بر سر كار مىآمد عرب از سراسر نقاط به مخالفت با او مىپرداخت . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از تصميم درونى من آگاه شد و از اين كار خوددارى كرد . « 1 » بطور قطع ، عمر از همان واقعهء يوم الخميس حكايت مىكند . مىدانيم كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به دليل آن كه نمىخواست در حضور او « نزاعى » واقع شود از تصريح به نام على عليه السلام خوددارى كرد . در مورد خواست قريش ، بايد گفت مخالفت با امام فراوان بوده اما اين ، دليل بر انكار نص رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نبود بلكه با حمايت از امام ، ممكن بود كه مخالفتها را از بين برد . از اين نقل برمىآيد كه خليفه ، دستور رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را تصميمى خلاف مصلحت و طبعاً غير قابل اطاعت تلقى مىكرده است . اين امر با بسيارى از مطالبى كه دربارهء خليفه گفته شده سازگارى دارد . در واقع نشانى است بر درستى اين امر كه او در موارد متعدد ، اوامر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را واجب الاطاعه تلقى نمىكرده است . خليفه در جاى ديگرى نيز در برابر اين سؤال كه چرا با على عليه السلام چنين برخوردى شده ، مسأله كم سنى و دوستى على نسبت به بنى عبد المطلب را بهانه كرد . « 2 » بعدها توضيحات بيشترى در اين باره خواهيم داشت . ابوجعفر نقيب ، استاد ابن ابى الحديد ، براين باور است كه صحابه [ به نظر ما بايد گفت در رأس آنان عمر و ابوبكر ] خلافت را همچون نماز و روزه از معارف دينى نمىدانسته و پيروى از « نص رسول اللَّه » را در اين موارد در صورت تشخيص عدم مصلحت در اطاعت از آنها لازم نمىديدند . او مىافزايد كه صحابه متفقاً بسيارى از « نصوص » رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را با توجه به مصلحتى كه تشخيص مىدادند ترك كردند . « 3 » بايد توجه داشت كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در ماه‌هاى آخر ، چندين بار نسبت به حفظ اهل بيت در كنار قرآن توصيه كرده

--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 12 ، ص 21 ؛ حسادت تيره‌هاى مختلف قريش نسبت به بنى هاشم غير قابل اغماض است و پيشينهء تاريخى تيرگى روابط ، اين امر را نشان مىدهد . زمانى همين عمر به ابن عباس گفت : قوم شما نمىخواستند نبوت و خلافت در يك خاندان باشد ، چه در آن صورت ، كبر شما را تا به آسمان بالا مىبرد . نك : نثرالدر ، ج 2 ، ص 28 ؛ بدين ترتيب اين امر ربطى به مخالفت « عرب » نداشت بلكه « قريش » تصميم مىگرفت . ( 2 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 12 ، ص 82 ( 3 ) . همان ، صص 82 - 83