الشيخ رسول جعفريان
658
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
شد تا مضمون آيات نخست سورهء برائت ( يا سوره توبه ) به صورت چند اصل ، به تمامى اعراب اعلام شود . ابتدا قرار شد تا ابوبكر از طرف رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم اين اصول را در مكه اعلام نمايد . پس از حركت ابوبكر ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ، امام على عليه السلام را در پى او فرستاد تا اعلان مزبور را از او گرفته خود در مكه بر مردم بخواند . اين مسأله سبب شده است تا بحثهايى دربارهء اين خبر در كتابهاى كلامى و مباحث مربوط به امامت مطرح شود . اهل سنت در برابر نقل مزبور گفتهاند : آن سال ابوبكر مسؤوليت مراسم حج و اعلان مزبور را عهدهدار بود ، اما پس از دستور رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم قرار شد على عليه السلام مسأله برائت را اعلان كند ، در حالى كه مسؤوليت حج بر عهدهء ابوبكر باقى ماند . پيش از اين اشاره كرديم كه در آن سالها هنوز چيزى به نام مسؤوليت حج در كار نبوده و اين امر مربوط به پس از درگذشت رسول خداست . دربارهء ابوبكر نيز گويا براى آن كه صورت مسأله چندان نامطلوب نماند ، « اميرى حاج » مطرح شده است . در نقل ابن اسحاق آمده است كه در آن سال مشركان به همان ترتيب جاهلى ، جايگاههاى خويش را دانستند . « 1 » طبعاً جز مسأله تلبيه و اصل توحيد هنوز مناسك جديدى در كار نبود كه كسى بخواهد براى مردم مناسك بيان كند . گذشت كه مناسك حج اسلامى ، برگرفته از حج رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در سال دهم هجرت است . از امام على عليه السلام نقل شده است كه فرمود : زمانى كه ده آيهء نخست سورهء برائت نازل شد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ابوبكر را براى خواندن آن در مكه مأمور كرد . سپس مرا فرستاد و من در جُحْفَه « 2 » نامه را از او گرفتم . ابوبكر از آنجا بازگشت و خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رسيد و گفت : آيا آيهاى دربارهء من نازل شده است ؟ حضرت فرمود : نه ، اما جبرئيل نزد من آمد و گفت : اين ابلاغ ادا نمىشود مگر آن كه خودت يا كسى كه از خودت باشد آن را ابلاغ كند . « 3 » اين حديث از طرق بسيار فراوانى نقل شده كه بخش عمدهء آنها را علامهء امينى فراهم آورده است . « 4 » تقريباً در همهء نقلها ، گرفتن اين اعلاميه از ابوبكر و سپردن آن به دست امام عليه السلام به دستور جبرئيل دانسته شده است ، گرچه مخالفان اين فضيلت براى امام ، گفتهاند كه چنين اعلاميهاى طبق سنن قبيلهاى بايد از طرف خود پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم يا يكى از خويشان آن حضرت خوانده مىشده است . اشاره شد كه جملهء : امِرتُ أنْ ابلّغها أنا أو رَجلٌ مِن أهل
--> ( 1 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 4 ، ص 543 ، 546 ( 2 ) . در امتاع الاسماع ، ج 1 ، ص 499 ، آمده است كه در منطقه « ضجنان » به او رسيد . ( 3 ) . الغدير ، ج 6 ، ص 341 ، از : درالمنثور ، ج 3 ، ص 209 ؛ كنزالعمال ، ج 1 ، ص 247 ؛ البداية والنهايه ، ج 5 ، ص 38 ، ج 7 ، ص 357 ؛ تفسير ابن كثير ، ج 2 ، ص 333 ؛ مجمع الزوائد ، ج 7 ، ص 29 ( 4 ) . الغدير ، ج 6 ، صص 350 - 341