الشيخ رسول جعفريان
657
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
على أنى أكلتُ القلب كَرْهَا * و تُرْعَدُ حين مسَّتْهُ بنانى « 1 » يكى از اقدامات رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نصب رئيس براى قبيله بود كه البته از ميان همان متنفدان انتخاب مىشد . بدين ترتيب رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم حاكميت سياسى مدينه را بر قبايل تحكيم مىكردند . در نامهاى كه براى وفد جعفى نوشته شده به صراحت تعبير « انى استعملك على مُرّان و . . . » دربارهء قيس بن سلمه آمده است . « 2 » دربارهء صُرَد بن عبد الله ازْدى نيز آمده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم او را حاكم مسلمانان طايفهء خود كرد . « 3 » قيس بن حُصَين نيز از طرف رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم حاكم قبيله بنى حارث بن كعب شدند . « 4 » مسألهء امنيت قبايل كه پيش از اين بدان اشاره كرديم ، براى آنها بسيار مهم بود ، آنان طالب « امان الله و امان رسوله » و « ذمّة الله و ذمّة رسوله » بودند . در نامههايى كه براى قبايل نوشته شده معمولًا به اين مسأله توجه شده است . تعبير ديگرى كه در نامهاى جهت « وفد مَهره » نوشته شده آمده است كه « هذا كتابٌ من محمد و رسول اللهِ لمَهْرى بن الابيض على من آمَنَ به من مَهْرة ألّا يُؤْ كَلوُا . . . و من آمن به فله ذمّة الله و ذمّة رسوله » . « 5 » دربارهء « لا يؤكلوا » آمده است كه : « اى لايغار عليهم » ؛ يعنى نبايد مورد غارت قرار گيرند . اين همان امنيتّى است كه قبايل نومسلمان خواستار آن بودند . اعلام برائت از مشركان با فرا رسيدن مراسم حج سال نهم ، مكه شاهد حضور مسلمانان و مشركان فراوانى بود كه هر كدام بر آئين خويش حج را بجاى مىآوردند . لازم به يادآورى است كه هنوز آداب فقهى حج به اسلوب فقه اسلامى مشخص نبود ، زيرا عمدهء احكام حج برگرفته از اعمالى است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در سال دهم هجرت در موسم حج انجام داد . در آن زمان رسم تعيين « اميرالحاج » نيز وجود نداشت و قبايل هر كدام به مكه مىآمدند و اعمال خويش را انجام مىدادند جز آن كه بتها جمع آورى شده و طبعاً مشركان در انجام مربوط به بتها مشكل داشتند . در عين حال برخى رسوم جاهلى مثل طواف عريان هنوز برقرار بود . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به امر خداوند مصمم شد تا شرك را از جزيرة العرب محو نمايد . مكه و فصل حج ، براى اعلام و اجراى اين تصميم ، محل و موقعيت مناسبى بود . بنابر اين قرار
--> ( 1 ) . طبفات الكبرى ، ج 1 ، صص 325 - 324 ؛ اينان نتوانستند طاقت بياورند مخصوصاً وقتى در مورد مادرشان از حضرت سؤال كردند كه على رغم خيرات فراوان دخترانش را زنده بگور كرده جايگاهش كجاست ؟ ، حضرت فرمودند : جهنم است ؛ آنها در بازگشت مرتد شدند . ( 2 ) . همان ، ص 325 ونيزنك : ص 327 ( 3 ) . همان ، ج 1 ، ص 338 ( 4 ) . همان ، ج 1 ، ص 340 ( 5 ) . همان ، ج 1 ، ص 355