الشيخ رسول جعفريان
646
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
گويى به زمين مىچسبيد آيا به جاى زندگى اخروى به زندگى دنيا راضى شدهايد ؟ متاع اين دنيا در برابر متاع آخرت جز اندكى هيچ نيست . اگر به جنگ بسيج نشويد ، شما را به شكنجهاى دردناك عذاب مىكند و قوم ديگرى را به جاى شما برمىگزيند و به خدا نيز زيانى نمىرسانيد كه خدا بر هر كارى تواناست . . . به جنگ برويد ، خواه بر شما آسان باشد خواه دشوار ، و با مال جان خويش در راه خدا جهاد كنيد . اگر بدانيد ، خير شما در اين است . اگر متاعى دست يافتنى بود يا سفرى بود نه چندان دراز ، از پى تو مىآمدند ، ولى اكنون كه راه دراز شده است پيمودنش را دشوار مىانگارند . و به خدا قسم مىخورند كه اگر مىتوانستيم همراه شما بيرون مىآمديم . اينان تن به هلاكت مىسپارند . خدا مىداند كه دروغ مىگويند . » اين آيات روحيهء حاكم بر مسلمانان را در اين دوره كه سالهاى آخر حيات پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم است نشان مىدهد . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از روى دلسوزى به آنان اجازهء ماندن داد و خداوند وى را به دليل اجازه دادن به آنان چنين مورد خطاب قرار داد : « خدايت عفو كند . چرا به آنان اذن ماندن دادى ؟ مىبايست آنها كه راست مىگفتند آشكار شوند و تو دروغگويان را هم بشناسى . آنان كه به خدا و روز قيامت ايمان دارند هرگز براى جهاد كردن با مال و جانشان از تو رخصت نمىخواهند و خدا پرهيزگاران را مىشناسند . كسانى كه به خدا و روز قيامت ايمان ندارند و دلهايشان را شك فرا گرفته است و اين شك آنها را به ترديد افكنده است ، از تو رخصت مىخواهند . » خداوند مصلحت را در اين دانسته تا اين قبيل افراد ضعيف الايمان در خانه بنشينند ، زيرا اگر به جنگ هم بروند اسباب تضعيف روحيهء مسلمانان هستند . خداوند در آيهء 46 مىفرماييد : « اگر مىخواستند كه به جنگ بيرون شوند براى خويش ساز برگى آماده كرده بودند ، ولى خدا بسيج آنان را ، ناخوش داشت و از جنگ بازشان داشت و بديشان گفته شد كه همراه كسانى كه بايد در خانه بنشينند در خانه بنشينند . پيش از اين هم فتنهگرى مىكردند و كارها را براى تو واژگونه جلوه مىدادند تا آنگاه كه حق فراز آمد و فرمان خداوند آشكار شد ، در حالى كه از آن كراهت داشتند . » بهانههاى برخى از آنها جالب بود . جدّ بن قيس كه فردى ثروتمند بود ، از آمدن خوددارى كرد و بهانهء خود را چنين عنوان كرد كه به سرعت شيفتهء زنان زيباروى رومى شده و گرفتار فتنه مىشود : « 1 » « وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَ لا تَفْتِنِّي ، أَلا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ ، بعضى از آنان مىگويند : مرا رخصت ده و به گناه
--> ( 1 ) . المغازى ، ج 3 ، ص 992 ؛ الاستيعاب ، ج 1 ، ص 251 ؛ السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 4 ، ص 516