الشيخ رسول جعفريان
628
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
حضرت بر شانهء من قرار گرفت و فرمود : برخيز ؛ زمانى كه ضعف مرا در برخاستن ديد فرمود : بنشين ، من نشستم ، آن حضرت از شانهء من پايين آمد ، خود نشست و فرمود : بر شانهء من بالا برو ؛ بر شانهء آن حضرت قرار گرفتم و آن حضرت برخاست فرمود : بت بزرگ قريش را بينداز . آن بت از مس ساخته شده و اطراف آن به ميخهايى در زمين بسته شده بود . آن حضرت فرمود تا آن را تكان داده و بر زمين اندازم ، و من چنين كردم ! « 1 » در نقلى آمده است كه هر اثرى كه از شرك در مسجد بود آن را شسته و يا محو كردند . « 2 » آن حضرت پس از طواف سر خويش را با آب زمزم شست . مسلمانانى كه اطراف آن حضرت بودند ، قطرات آبى كه از سر آن حضرت مىريخت به قصد تبرّك برداشته به خود مىماليدند . « 3 » رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم خطبهاى در مكه ايراد كرد و ضمن بيان نصايح اخلاقى چند ، به ضميمهء برخى از احكام شرعى ، بخش اصلى سخنان خود را به بيان تفاوت حقوق ميان مردم پيش از اسلام و پس از آن اختصاص داد . آن حضرت يادآور شد كه مردم بايد گذشته را فراموش كرده و زندگى نوينى را آغاز كنند : « هر رِبايى كه در جاهليت معمول بوده [ طلبهايى كه ثروتمندان ربا خوار داشتهاند ] و هر خون و مالى كه برعهدهء داشتيد ، و همه افتخارات گذشته را زير پايم گذاشتم ، مگر مسأله پرده دارى كعبه و سقايت حجاج . در برابر قتل خطايى بايد ديه - كه عبارت از صد ماده شتر كه چهل عددش باردار باشد - پرداخته شود . خداوند كبر و نخوت جاهلى و تكبر به پدران را از بين برده است ؛ همه شما فرزندان آدم هستيد و آدم از خاك بود و برترين شما ، باتقواترين شماست . حرمت مكه براى هميشه محفوظ است و جز يك ساعت براى من ، براى هيچ كس حلال نشده و نخواهد شد . آنگاه پس از بيان چند حكم خانوادگى فرمودند : مسلمان برادر مسلمان است و مسلمانان در برابر ديگران يد واحده هستند ، خونشان بايد محفوظ بماند . دور و نزديك آنان برابرند و نيرومند و ناتوان در جنگ به تساوى غنيمت مىگيرند . « 4 » سپس شمار ديگرى از احكام خانوادگى را نيز بيان كردند . زمانى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم خطبه را خواند ، مسلمانى با نام ابوشاة از آن حضرت خواست تا آنچه را فرموده براى او بنويسد . حضرت فرمودند تا براى او نوشته شود . « 5 » اين
--> ( 1 ) . المصنف ، ابن ابى شيبه ، ج 7 ، صص 404 - 403 ، ش 36907 ؛ سبل الهدى والرشاد ، ج 5 ، صص 357 - 356 ، به نقل از حاكم نيشابورى و ابن ابى شيبه ( 2 ) . المصنف ، ابن ابى شيبه ، ج 7 ، ص 406 ( 3 ) . همان ، ج 7 ، ص 405 ( 4 ) . سبل الهدى والرشاد ، ج 5 ، ص 365 - 364 ( به تفصيل و از مآخذ مختلف ) ؛ المغازى ، ج 2 ، ص 836 ؛ المصنف ، ابن ابى شيبه ، ج 7 ، ص 398 و نك : السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 4 ، ص 412 ( 5 ) . المصنف ، ابن ابى شيبه ، ج 7 ، ص 406 ؛ براى ديدن متن آنچه بهطور كوتاه براى وى نوشته شد نك : مكاتيب الرسول ، ج 1 ، ص 521 ؛ از مصادر مختلف ؛ سبل الهدى ، ج 5 ، ص 366