الشيخ رسول جعفريان

629

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

خبر يكى از دلايل جواز نوشتن حديث است كه در صدر اسلام كسانى از نگاشتن آن منع كردند و اندكى بعد ، ديگران ، به نمايندگى آنها ، احاديث مجعولى ارائه كردند كه خود پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم اجازهء نوشتن حديث را نداده است ! هنگامى كه بلال بر بام كعبه اذان گفت ، قريش بر روى كوهها و اندرون خانه‌ها صداى او را شنيدند و هر كدام با سخنى اظهار تأسف كردند . جويريه دختر ابوجهل گفت : به جانم سوگند ! خدا نام محمد را برافراشت . ما به هر حال نماز مىگزاريم ، اما به هيچ روى كسانى كه عزيزان ما را كشته‌اند دوست نداريم . حارث بن هشام گفت : اى كاش مرده بودم و چنين روزى را نديده بودم ! ابوسفيان نيز نزد آنان بود . او گفت : من چيزى نمىگويم ، زيرا اگر سخنى بگويم همين ريگها محمد صلى الله عليه و آله و سلم را خبر خواهند كرد . « 1 » تجربه ثابت كرده بود كه بسيارى از سخنان پنهانى منافقان و مشركان در آيات قرآنى منعكس شده و افشا شده بود . در آن روز ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم جز مواردى كه پيشتر برشمرديم - و كسانى از همانها نيز بخشوده شدند - از همهء مشركان درگذشت . وحشى قاتل حمزه ، هند ، مثله كننده حمزه و عبد الله بن سعد بن ابى سرح مرتد ( و اين آخرى به اصرار عثمان ) « 2 » نيز بخشوده شدند . كسانى چون سهيل بن عمرو كه در همهء جنگهاى قريش بر ضد مسلمانان حضور داشت و در حديبيه بدترين برخوردها را با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم كرد ، مورد عفو قرار گرفت . شعار پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در برابر مردم مكه آن بود كه « الاسلام يَجُبُّ ما قبله « 3 » » به محض اين كه كسى اسلام را پذيرفت ، از گذشته‌اش چشم پوشى مىشود . عنوان « طلقا » يا آزاد شدگان ، كه اشاره به قريشيانى بود كه در اصل اسير پيامبر بودند ، اشاره به منت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بر آنها در آزاد كردنشان داشت . اين نام « سوء پيشينه‌اى » بود كه هميشه در پروندهء مشركان لجوج مكه كه در فتح اين شهر يا سال بعد از آن مسلمان

--> ( 1 ) . المغازى ، ج 2 ، صص 847 - 846 ( 2 ) . المغازى ، ج 2 ، ص 855 ؛ رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مايل بود او كشته شود ؛ وقتى عثمان براى امان گرفتن او رانزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آورده بود ، سه بار درخواست كرد تا اجازه بيعت دهد آن حضرت دو بار نخست درخواست او را رد كرد و براى سومين بار پذيرفت . پس از آن رو به اصحاب كرد و فرمود يك مرد عاقل در ميان شما نبود كه در طى دو بار رد كردن من او را بكشد ؟ آنها گفتند : شما اگر به گوشهء چشم اشاره مىفرموديد چنين مىكرديم . حضرت فرمودند : براى پيامبر سزاوار نيست كه اين چنين با چشم اشاره كند . ونك : المغازى ، ج 2 ، صص 857 - 756 ، ابن هشام ( السيره ، ج 4 ، ص 409 ) مىگويد : بعدها عمر او را به كار گماشت و عثمان نيز . ( 3 ) . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم اين سخن را در برابر اظهار اسلام ابن زِبَعْرى شاعر قريش و محرك مردم بر ضدمسلمانان فرمودند ؛ نك : المغازى ، ج 2 ، ص 849