الشيخ رسول جعفريان

620

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

پس از حملهء دشمن ، خزاعه روى به حرم نهاد ، اما بنوبكر حرمت حرم را نيز رعايت نكردند و آنها را دنبال كردند . خزاعه تا شهر مكه گريختند و به خانهء بديل بن ورقاء خُزاعى رفتند . « 1 » در اين جنگ بيست و سه تن از خزاعه كشته شدند . « 2 » تبعات حادثهء پيش آمده ، براى سفيهان قريش قابل درك نبود ، اما ابوسفيان كه عقل قريش به حساب مىآمد ، دريافت كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از اين حادثه نخواهد گذشت . به يقين رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در پى چنين فرصتى بوده و پس از گذشت حدود دو سال از معاهده ، گروش شمار كثيرى از مردم به اسلام - كه نمونه آن خالدبن وليد و عمرو بن عاص دو تن از چهره‌هاى برجستهء قريش بودند - و از بين رفتن قدرت يهوديان ، به راحتى مىتوانست مكه را در تصرف خويش در آورد . ابوسفيان مصمم شد تا پيش از رفتن خزاعه به مدينه ، عازم آن شهر شده با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم تجديد پيمان كرده ، پيشاپيش آن حضرت را براى حركت به سوى مكه منصرف سازد . قريش احتمال آن را مىداد تا رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم يا خون بهاى خزاعه را بگيرد يا آن كه از قريش بخواهد تا دست از حمايت بنى نفاثه - طايفه‌اى از بنوبكر كه جنگ با خزاعه را به راه انداخت - بردارد ، ( در آن صورت خزاعه و محمد صلى الله عليه و آله و سلم به جنگ بنى نفاثه خواهند رفت ) ، يا آن كه قريش اعلام كند پيمان حديبيه را بر هم زده است . هر يك از پيشنهادات مخالفانى داشت ، ابوسفيان بر آن شد تا از اساس همكاريهاى قريش را انكار كرده و نهايت آن كه با عذرخواهى پيمان حديبيه را تجديد كند . « 3 » پيش از آن كه ابوسفيان به مدينه برود ، عمرو بن سالم خزاعى با يك گروه چهل نفرى از سواران خزاعه به مدينه رفتند و از قريش شكايت كردند . عمرو در مسجد ، در ميان مسلمانان برخاست و با اجازهء رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم اشعارى خواند كه مضمون آن استغاثه از همپيمان ديرين خود و اشاره به وقايع شبيخون بنوبكر و قريش به خزاعه بود : إنّ قريشاً اخلفوك مَوْعدا * و نقضوا ميثاقك المؤكّدا قريشيان در قرار خويش با تو تخلف كرده و ميثاق تو را شكستند . او افزود : آنها شبانگاه در منطقهء وتير ( چاه آب خزاعه ) بر ما شبيخون زدند ، در حالى كه شب زنده‌دار بوديم و در

--> ( 1 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 4 ، صص 391 - 390 ؛ المغازى ، ج 2 ، ص 783 ( 2 ) . المغازى ، ج 2 ، ص 787 ( 3 ) . المغازى ، ج 2 ، صص 788 - 787 ؛ واقدى در نقلى كه به اعتراف خودش كسى آن را از او قبول نكرده است آورده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم كسى را به مكه فرستاد تا اين پيشنهادات را با مكيان در ميان گذارد ؛ گويا - همانطور كه واقدى خود آورده - اين پيشنهادات حدسهايى بوده كه قريش براى خود داشتند و گمان مىكردند كه محمد صلى الله عليه و آله و سلم آنها را مطرح كند .