الشيخ رسول جعفريان

600

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

هر روى منذر از معدود كسانى است كه دعوت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را پذيرفته است . جيفر و عبد فرزندان جلندى حاكمان عمان ، در سال هشتم هجرت دعوت به اسلام شدند . ابوزيد يا عمرو بن عاص حامل نامهء رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم براى دعوت آنها به اسلام بوده است . نقل مفصلى از مذاكرهء عمرو بن عاص با آنها نقل شده و در انتهاى آن آمده است كه اسلام را پذيرفتند . از نقل مزبور چنين بر مىآيد كه آنها قصد داشتند تا موضع قريش را نسبت به اسلام بدانند . در آنجا عمرو گويد : آنها برخى از روى علاقمندى و گروهى نيز به اجبار اسلام را پذيرفتند و مقاومت قريش درهم شكسته شد . « 1 » در جزيرة العرب نظام ملوكى وجود نداشت ، بلكه در مناطق مختلف ، رؤساى برخى از قبايل در حكم حاكم محل بوده‌اند ، بويژه اگر از ناحيهء دولت ساسانى نيز مورد تأييد و تقويت بودند . نوع نامه‌هايى كه به اين افراد نوشته شده با واكنشِ مثبت همراه بوده و محتمل است كه آنها از قدرت اسلام اخبار قابل توجهى داشته و دست كم خواسته‌اند تا احتياط را حفظ كنند . اين مسأله در مورد برخى حاكمان عرب نواحى شامات نيز صادق است . يكى از آنها فروة بن عمرو جذامى حاكم شهر معان است . او اسلام را پذيرفت و هدايايى براى آن حضرت فرستاد . از متن نامهء چنين به دست مىآيد كه قبل از آن كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نامه‌اى به او بنويسد ، او نماينده‌اى نزد آن حضرت فرستاده بود . متن نامهء پيامبر به او چنين بود : « من محمّد رسول الله الى فروة بن عمرو ؛ أما بعد ، فقد قدم علينا رسولك و بلغ ما به ، خبر عما قِبلكم ، و اتانا باسلامك ، و ان الله هداك بهدى ان اصالحات و اطعت الله و أقمت الصلاة و آتيت الزكاة » « 2 » نامه‌اى نيز براى اسقف نجران نوشته شد : « باسم إله ابراهيم و اسحاق و يعقوب ؛ من محمّد النبى رسول الله الى اسقف نجران ، اسلم انت ، فانى احمد اليك إله ابراهيم و اسحاق و يعقوب ، اما بعد : فانى ادعوكم الى عبادة الله من عبادة العبّاد و ادعوكم الى ولاية اللّه من ولاية العباد ، و ان ابيتم فالجزية ، فان أبيتم آذنتكم بحرب والسلام . » « 3 » ارسلت شمار فراوانى هم نامه عوت براى قبايل مهم و اشخاص صاحب نفوذ نوشته شد . يكى از آنها اكثم بن صيفى از رؤساى بنى تميم است . « 4 » زياد بن جهور از لخميان شام

--> ( 1 ) . مكاتيب الرسول ، ج 1 ، صص 151 - 149 ( 2 ) . طبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 281 ؛ مكاتيب الرسول ، ج 1 ، صص 153 - 152 ( 3 ) . البداية و النهايه ، ج 5 ، ص 53 ، مكاتيب الرسول ، ج 1 ، ص 157 ( 4 ) . مكاتيب الرسول ، ج 1 ، ص 155