الشيخ رسول جعفريان
601
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
كه از متنفذان آن ديار بود به اسلام دعوت شد . « 1 » قبيلهء بكر بن وائل نيز نامهء دعوتى در يافت داشت ، جز آنكه به دليل بيسوادى عمومى كسى نتوانست آن را بخواند تا آنكه مردى از بنى ضبيعه آن را خواند ! بعدها نسل اين فرد را « بنو الكاتب » گفتهاند ! از اين نامه يك جملهء كوتاه نقل شده كه شايد همهء نامه همين بوده است : من محمّد رسول الله الى بكر بن وائل : اسلموا تسلموا . « 2 » خيبر آخرين سنگر يهوديان حجاز خَيبر منطقهاى حاصلخيز ، با آبى و آبادانى فراوان ، از بهترين مناطق حجاز است . بيشترين محصول آن خرما بوده و وفور اين محصول تا اندازهاى بود كه بردن خرما به خيبر مورد طعنه بوده است . « 3 » منطقهء مزبور در حدود 165 كيلومترى شمال مدينه - در راه شام - قرار داشته و مركز فعلى آن شهر « الشُرَيْف » است . « 4 » در آن زمان كه يهوديان به جزيرة العرب آمدند ، بخشى نيز در خيبر سكونت گزيدند و به دليل امكانات اقتصادى آن ، به صورت يك قدرت بسيار قوى درآمدند . آنان قلعههاى مستحكمى ساخته و با حفظ ذخيرههاى خوراكى و سلاح فراوان ، خود را به صورت قدرتى شكست ناپذير و مقاوم در آورده بودند . اين منطقه ، بازار ساليانهاى داشت كه در روزهاى نخست ربيع الاول برپا شده و عنوان آن « سوق نطات خيبر » بود . در نزديكى آنها قبيلهء غطفان زندگى مىكردند كه از حاميان اين بازار بوده و وسائل امنيت كسانى كه به بازار مىآمدند را فراهم مىكردند . « 5 » طبيعى چنان بود كه ميان آنان و يهوديان مدينه رفت و شدهايى وجود داشته باشد . چنان كه پس از بيرون راندن بنى النضير ، شمارى از آنان ، و در رأسشان ، حُيى بن اخطب در ميان خيبريان باقى ماند . وى در جريان احزاب ، در مدينه در ميان قريظيان ماند و همراه آنها اسير شده و به هلاكت رسيد . كسان ديگرى از بنى النضير در ماجراى احزاب دست داشتند كه به خيبر بازگشتند . يكى از آنان سلّام بن ابى الحقيق بود ، كسى كه در داخل خيبر به دست چند نفر از مسلمانان خزرجى كشته شد . « 6 » ما قبل از اين ، دربارهء كشتن وى سخن گفتهايم . حسّان بن ثابت ضمن شعرى از نفوذ مسلمانان در عمق خاك يهود و كشتن ابن ابى الحقيق ياد مىكند :
--> ( 1 ) . همان ، ص 165 ( 2 ) . همان ، ص 166 ( 3 ) . مثل بردن زيره به كرمان . ( 4 ) . نك : معجم المعالم الجغرافيه فى السيرة النبويه ، ص 118 . ميان مدينه و الشريف 163 كيلومتر فاصله است . ( 5 ) . فى شمال غرب الجزيره ، حمد جاسر ، ص 236 ( 6 ) . نك : السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 3 ، ص 273 ؛ سبل الهدى والرشاد ، ج 6 ، صص 164 - 162