الشيخ رسول جعفريان

589

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

سخن گفته‌ايم . تصور او در حديبيه آن بود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم اكنون كه قريش را تا بدين حد قانع ديده ، براى حفظ قدرت خويش ، بدون جنگ و درگيرى ، دست به پذيرش صلح زده است . او همانگونه كه به ابن عباس گفت ، گويا در اين انديشه بود كه اسلام براى پيامبر بهانه‌اى براى رسيدن به قدرت بوده است . « 1 » گرچه خود مىگويد كه به هر روى خداوند او را از اين مهلكه نجات داد . در مباحث كلامى مربوط به امامت ، عالمان شيعه برخورد وى را در حديبيه به عنوان نقطهء ضعف مهم او در نافرمانى با خواست پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم تلقى مىكنند . « 2 » او با اين برخورد نشان داد كه چندان اطمينانى به تصميم گيريهاى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نداشته و مىتوان پذيرفت كه بعدها نسبت به غدير هم مشابه همين برخورد را كرده است . مخالفت با توافقنامه تنها اختصاص به عمر نداشت . گرچه ، تا آنجا كه منابع ياد كرده‌اند ، او تنها كسى بوده كه صداى اعتراضش را بلند كرد و اين چنين به ترديد افتاد . زمانى كه صلحنامه نوشته شد ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به مردم دستور داد تا شتران خود را قربانى كنند و سرهاى خود را بتراشند . اما كسى از جاى خود برنخاست . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مجدداً فرمان خود را تكرار كرد ، اما كسى او را اجابت نكرد . بار سوم نيز كه مردم فرمانش را پيروى نكردند ، حضرت نگران و ناراحت برام سلمه وارد شد . ام سلمه به حضرت عرض كرد : شما خود شترانتان را قربانى كنيد ، مردم نيز به دنبال شما چنين خواهند كرد ! رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم چنين كرد . « 3 » اين اقدام نشان مىدهد كه ناراضيان فراوان بوده‌اند ، اما رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به سخن آنان وقعى نگذاشته و با استناد به نبوّت خويش و آن كه خداوند او را تباه نخواهد كرد ، پيمان صلح را منعقد كرده است . حركت مزبور كه نمونهء ديگر آن را در جريان جنگ احزاب اشاره كرديم ، عدم خلوص

--> ( 1 ) . و گويا شاهد او اينكه به هر روى مگر نه اين است كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم خواب ديده بود كه وارد كعبه شده ، پس چرا اكنون مىپذيرد كه آن سال را برگردد . جالب آن كه عمر على رغم داشتن روحيهء افراطى ، در صحنه جنگ كمتر خاطرهء شجاعانه‌اى از خود نشان داده است . ( 2 ) . نك : الاجتهادوالنص ، ش 17 ( 3 ) . المصنف ، ابن ابى شيبه ، ج 7 ، صص 389 - 383 ؛ امتاع الاسماع ، ج 1 ، ص 299 ؛ بخارى ، كتاب الشروط ، ج 2 ، ص 2 ، 12 ؛ مسند احمد ، ج 4 ، ص 326 ؛ المغازى ، ج 2 ، ص 613 ، الدرالمنثور ، ج 6 ، ص 77 ؛ المصنف ، عبد الرزاق ، ج 5 ، ص 340 ؛ سبل الهدى والرشاد ، ج 5 ، ص 126 ، 92 ، ( رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به‌ام سلمه فرمود : الا تَرَيْنَ الى الناس بالامر فلا يفعلونه و هم يسمعون كلامى و ينظرون فى وجهى ) با وجود چنين سخنى مؤلف سبل الهدى توجيه بىپايه‌اى براى دفاع از صحابه آورده ؛ مثلًا آن كه شايد دستور پيغمبر مستحب بوده است ! و يا آن كه لازم نبوده فوراً امر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را عمل كنند ! نكته جالبى كه همين مؤلف ( ص 126 ) به آن توجه كرده مشورت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم باام سلمه است . او مىگويد از اين نقل به دست مىآيد كه مشورت با زن فاضله رواست .