الشيخ رسول جعفريان

590

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

شمارى از اصحاب را به فرامين رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نشان مىدهد . به عبارت ديگر ، اين گونه حوداث ، نشان مىدهد كه بويژه در برابر تصميم گيريهاى سياسى آن حضرت مقاومتهايى مىشده است . كما اين كه اين ماجرا نشان مىدهد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم اقدامى را كه به مصلحت بداند ، حتى با اعتراض اكثريت اصحاب ، حاضر به ترك آن نيست . مردم براى فهميدن درستى تصميم رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بايد تا فتح مكه صبر مىكردند . آن زمان كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم كليد كعبه را گرفت ، عمر را صدا زدند و - با اشاره به مخالفت آن روز عمر در حديبيه - فرمودند : و اين وعده‌اى بود كه به شما داده بودم . « 1 » اعتراض آن روز مخالفان آن بود كه وعده‌اى كه براى « فتح قريب » داده بودى محقق نشد ، چون مجبور شده بودند قبل از انجام عمره به مدينه بازگردند . به هر روى پس از مذاكرات شفاهى ، قرار بر آن شد تا متن عهدنامه نوشته شود . پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم كه براى ورود به مرحلهء جديد دعوت خود ، حاضر به پذيرش شرايط قريش بود ، پذيرفت تا اگر مسلمانى به مدينه گريخت او را به مكه بازگرداند . در همان حال و قبل از نوشتن متن قراردارد ، ابوجندل فرزند سهيل بن عمرو كه مدتها بود مسلمان شده و تحت مراقبت پدرش بود ، مخفيانه از مكه بيرون آمد و به مسلمانان پيوست . سهيل اعتراض كرد و گفت : تا فرزندش بازگردانده نشود ، قراردادى در كار نخواهد بود . پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ابوجندل را بازگرداند و به او فرمود : صبور باش ، خداوند گشايشى براى تو و ديگران قرار خواهد داد . در آن لحظه مسلمانان اشك ريختند . در نقلى آمده كه عمر در اينجا نيز به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم اعتراض كرد و البته پاسخ پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم همان بود كه گذشت . « 2 » پس از بحثهاى فراوان ، قرار شد تا عهدنامه نوشته شود . امام على عليه السلام مأمور نوشتن صلحنامه شد . « 3 » رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در ابتدا فرمود تا چنين بنويسد : بسم الله الرحمن الرحيم ؛ اما سهيل اعتراض كرد و گفت : ما « رحمن » را نمىشناسيم . پيش از آن در مكه نيز مشركان نسبت به كلمه « رحمان » حساسيت داشته و اظهار مىكردند كه او را نمىشناسند . « 4 » پس از

--> ( 1 ) . المغازى ، ج 2 ، ص 609 ( 2 ) . المغازى ، ج 2 ، صص 609 - 608 ؛ امتاع الاسماع ، ج 1 ، ص 296 - 295 ؛ در اين نقل آمده كه حضرت پس از اعتراض عمر فرمود : آيا شما كسانى نبوديد كه در احد گريختيد و به صداى استغاثه من توجهى نكرديد ؛ مگر شما نبوديد كه دشمن در روز احزاب از بالا و پايين بر شما حمله كرد و خداوند شما را نجات داد و آيا . . . ؛ و نك : مجمع البيان ، ج 9 ، صص 119 - 118 ( 3 ) . معمر مىگويد : از زهرى دربارهء كاتب معاهدهء حديبيه سؤال كردم ، خنديد و گفت : على بن ابيطالب عليهما السلام ؛ اما اگر از اينان ( يعنى بنى اميه ) سؤال كنى ، خواهند گفت : عثمان ؛ المصنف ، عبد الرزاق ، ج 5 ، ص 343 ؛ چشم زهرى روشن كه ببيند برخى كاتب را محمد بن مسلمه معرفى كردند ؛ سبل الهدى والرشاد ، ج 5 ، ص 123 ( 4 ) . فرقان ، 60