الشيخ رسول جعفريان
586
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
مهاجرانى كه به داخل شهر رفته بودند ، « 1 » و اصرار قريش در جلوگيرى از ورود مسلمانان ، ضرورت يك بيعت همگانى را فراهم كرد . اين بيعت را « بيعت رضوان » و نيز « بيعت شجره » ناميدهاند . زيرا رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم زير درختى با مردم بيعت كردند ، درختى كه تا سالها حاجيان در كنار آن نمازمى گزاردند . « 2 » عنوان رضوان از آيهاى كه در اين باره نازل شد ، گرفته شده است . اين بيعت در ارتباط با شرايط خاصى بود كه در آن لحظه پيش آمده و بنابر اين موضوع آن امر جهاد بود . مسلمانان بايستى بر اصل پايدارى و مقاومت و جهاد با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بيعت مىكردند . دربارهء مضمون آنچه بر سر آن بيعت شد ، اختلافى در نقلها به چشم مىخورد . عمدتاً دو چيز نقل شده ، يكى آن كه مسلمانان بيعت كردند كه در صورت جنگ از صحنهء نبرد نگريزند : « بايَعْناه على ان لا نَفِرّ » . دوم آنكه تا سرحد مرگ بايستند و بجنگند : « بايَعَهُم عَلَى الْمُوْت » . واقدى به هر دو قول اشاره كرده ، « 3 » اما برخى از اصحاب بعدها تأكيد داشتند كه تنها بر عدم فرار بيعت صورت گرفت . جابر مىگفت : ما در حديبيه هزار و چهارصد نفر بوديم و تنها بر عدم فرار بيعت كرديم و نه بر مرگ . « 4 » حقيقت آن است كه اگر تنها بر عدم فرار بيعت شده باشد ، ارزش بيعت تا سر حد مرگ را ندارد . شايد گروهى از اصحاب بر مضمون نخست و برخى بر مضمون دوم بيعت كرده باشند . واقدى گويد : سنان بن ابى سنان به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم گفت : من با آنچه كه تو نيت كردهاى بيعت مىكنم . « 5 » سلمة بن اكوع سه بار بيعت كرد . گفته شده كه چون وى فرد شجاعى بود ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم او را به بيعت مكرر فراخواند . « 6 » به هر روى ، خداوند از بيعت
--> ( 1 ) . مشركان اين افراد را نگاه داشتند ، در اين سوى نيز مسلمانان شمارى سوار از مشركان را به اسارت گرفتند كه در همان آغاز مذاكرات قرار شد دو طرف اسراى خويش را آزاد كنند . ( 2 ) . طبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 99 ؛ زمانى كه عمر اين مسأله را شنيد دستور داد تا آن درخت را قطع كنند ؛ طبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 100 ؛ سبل الهدى والرشاد ، ج 5 ، ص 84 ؛ جابربن عبد الله در دورهاى كه چشم خود را از دست داده بود گفت : اگر چشمم مىديد بهطور دقيق محل درخت را به شما نشان مىدادم ، سبل الهدى ، ج 5 ، ص 122 ( 3 ) . المغازى ، ج 2 ، ص 603 ؛ دربارهء بيعت بر مرگ ، نك : انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 351 ؛ الدرالمنثور ، ج 6 ، ص 74 ( 4 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 2 ، ص 315 ؛ و نك : سنن الدارمى ، ج 2 ، ص 220 ؛ المعرفة والتاريخ ، ج 3 ، ص 288 ؛ عيون التواريخ ، ج 1 ، ص 242 ؛ الدرالمنثور ، ج 6 ، ص 74 ؛ معقل بن يسار گويد كه آن روز بالاى سر پيغمبر ايستاده بوده و مردم تنها بر عدم فرار و نه تا مرگ ، با آن حضرت بيعت كردند ؛ نك : مجمع البيان ، ج 9 ، ص 117 ؛ طبقات الكبرى ، ج 2 ، صص 100 - 99 ( 5 ) . المغازى ، ج 2 ، ص 603 ؛ الدرالمنثور ، ج 6 ، ص 74 ( 6 ) . سبل الهدى والرشاد ، ج 5 ، ص 121